گفت‌وگو با دکتر نصیر تقی‌زاده، استاد ریاضی دانشگاه گیلان

گفت‌وگو با دکتر نصیر تقی‌زاده، استاد ریاضی دانشگاه گیلان

دکتر نصیر تقی‌زاده، استاد ریاضی دانشگاه گیلان

 

 

در زندگی رنجی ندیده‌ام!

رضا جعفرپور: مدت‌ها بود که دکتر نصیر تقی زاده را به سبب قرابت سببی می‌شناختم. می‌دانستم در دانشگاه گیلان در رشته ریاضی استاد است. از خوبی‌ها و رفتارهای زیبایش از اطرافیان شنیده بودم ولی فرصتی به دست نمی‌آمد. تا جمله معروف «شنیدن  کی بود مانند دیدن» را در مورد او درک کنم.

به دلیل امر خیری در اواخر شهریورماه به اتفاق هم در تهران و قم بودیم. عصرگاهی فرصتی دست داد تا در خیابان دبستان اطراف پل سیدخندان قدم بزنیم. قصد ترتیب مصاحبه با دکتر را نداشتم ولی صحبت‌های شیرین و نظریات روشنفکرانه و بر گرفته از بطن آئین و مذهبمان باعث شد تاحیفم بیاید این انسان فرهیخته را در خوی نگار معرفی نکنیم.

از حرف‌هایش معلوم بود که عشق وطن دارد، بر خلاف برخی‌ها دانشگاهی‌ها افراطی نبود در رد یا تایید هیچ کسی سخن نمی‌گفت، بلکه اقدامات خوب دولت‌ها را برای ارتقاء جایگاه کشورمان ستایش می‌کرد و معتقد است افراد جامعه باید کشور خود را آباد کنند و خواستن برای توسعه و پیشرفت باید در تک تک ساکنان شهرها و آبادی‌ها از عمق دل و جان وجود داشته باشد.

دکتر نصیر تقی زاده در روستا به دنیا آمده و به قول خودش بوی خاک را به خوبی می‌شنود و می‌داند که خاک وطن برای گوشت تن شدن عشق و میخواهد و مردان عاشق. او در رشته «نظریه معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزیی» از 10 استاد موجود در کشورمان است. پس بیایید به حرف‌هایش را به گوش جان بسپاریم.

گفتی‌ است گزیده‌هایی از این گفت‌وگو در شماره‌ی 47 خوی‌نگار منتشر شده است که نسخه‌ی کامل آن را می‌توانید در سایت مجمع خویی‌های مقیم استان تهران بخوانید.

به‌رسم مطبوعاتی ابتدا با معرفی خودتان شروع کنید.

اینجانب نصیر تقی زاده هستم. در تاریخ اول آذر سال 1336 در روستای بیلوار از توابع شهر خوی در یک خانواده کشاورز با همه صداقت‌ها و یکرنگی‌هایش به دنیا آمدم. خانواده ایکه وقتی مهمان می‌آمد بر سر سفره، غذا را با کاسه و پیاله نمی‌آوردند بلکه دیگ غذا و دیگ ماست .... سر سفره بود. پدرم کشاورز و مادرم خانه دار بود ولی هردو در کنار هم کارهای کشاورزی را برای گذران زندگی خود و فرزندانشان انجام می‌دادند.

سال اول دبستان را در روستایمان بیلوار یصورت مستمع آزاد که معلم مدرسه آقای سرداری بودند درس خواندم. دوره دبستان را در دبستان اردیبهشت شهر خوی با شاگرد اولی به پایان رساندم

در کلاس ششم ابتدایی در شهر خوی با توجه به اینکه امتحانات سراسری برگزار می‌شد شاگرد اول در خوی با معدل 35/19 دوستم آقای صنعتی و با معدل 30/19 من شاگرد دوم بودم. دوره دبیرستان را در دبیرستان خسروی در رشته ریاضی به پایا ن رساندم که افتخار شاگردی عزیزانی چون آقایان زینال‌زاده و عابدین‌زاده و بنکدار و هوشمند و ذاکری و ملاحسنی و یاوری و نبی زاده .... را داشتم.  در سال 1355 در رشته ریاضی از دانشگاه تبریز قبول شدم.  این دوره به دو دوره قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تقسیم می‌شود و تعطیلی دانشگاهها را نیز  شامل می‌شود. زمانی که پس از انقلاب دانشگاهها مدتی تعطیل شدند، در شرکت سارال در خوی، با سه نفر از دوستان، کار می‌کردیم. در سال سوم به بعد در دوره کارشناسی، در دبیرستان امیر کبیر و هنرستان شهید مطهری و دبیرستان فیرورق دروس ریاضی را (به صورت حق التدریس) تدریس می‌کردم. در همین دوره در سالهای آخر تحصیل از شهر خودم خوی ازدواج کردم. پس از پایان این دوره که خانمم در شاهیندژ معلم بودند بصورت حق التدریس در آموزش و پرورش شاهیندژ در روستای محمودآباد به تدریس مشغول شدم. در این دوره در امتحانات کارشناسی ارشد که دانشگاهها یطور مستقل امتحان می‌گرفتند شرکت نموده و از دانشگاه تبریز قبول شدم. پس از دو سال با دفاع از پایان نامه تحت عنوان «گروههای لی و نظریه نمایش» تحت راهنمایی‌های آقای دکتر تومانیان این دوره را در سال 1366 به پایان رساندم. دوره سربازی را با طی مراحل قانونی در دانشگاه گیلان به تدریس مشغول شدم. در سال 1374 دوره دکتری را در دانشگاه علم و صنعت که استاد راهنمایم آقای دکتر اسرافیلیان بود تحت راهنمایی‌های آقای دکتر ماموریان از دانشگاه تهران  در شاخه «نظریه معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزیی» شروع کرده و در سال 1378 با دفاع از پایان نامه دوره دکتری تحت عنوان «تعمیم دستگاه‌های غیر خطی بیضوی مرتبه اول معادلات دیفرانسیل جزیی» این دوره را به پایان رساندم. پس از پایان دوره سربازی بعنوان هیئت علمی در دانشگاه گیلان مشغول فعالیت شدم.

از دوران نوجوانی و جوانی تان برایمان بگویید، چطور درس خواندید، چگونه شاگردی بودید، از رنج‌های تحصیل و کار برایمان توضیح دهید.

در دوره دبستان دور دفتر و کتابهایم کش می‌انداختم و مدادهایم(مداد مشکی جهت نوشتن و چند مداد رنگی جهت نقاشی که گاهی نقاشی را هم با مداد مشکی با هاشور زدن انجام می‌دادم) را در جیب کتم می‌گذاشتم و به مدرسه می‌رفتم در ضمن خیلی منظم بودم. مبصر کلاس بودم گاهی به خاطر اینکه  بعضی از همکلاسهایم به علل مختلف مثل شکستن میز و ... کتک نخورند به ناظم(معاون) مدرسه گزارش نمی‌کردم پس از آنکه ناظم مدرس متوجه می‌شد من چوب می‌خوردم در دوره دبستان در تعطیلات تابستان جهت کمک جزئی به خانواده در واقع به خودم باقلوا می‌فروختم. در دوره دبیرستان پیش پدرم که در ضمن کشاورزی در روستا در شهر نیز بنایی می‌کرد گاهی کار می‌کردم. من هرگز زندگی خود را با زندگی دیگران که شاید! در رفاه زندگی می‌کردند مقایسه نکردم و به همین جهت هیچ رنجی! را در زندگی ندیدم!

چطور شد رشته ریاضی را برای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟

پس از امتحان در کنکور با توجه به علاقه به ریاضی و با توجه به اینکه معلمین ریاضی خوبی داشتم رشته ریاضی را انتخاب کردم.

آقای دکتر عنوان پایان نامه دکتری شما چه بوده است. در مورد آن توضیح دهید.

عنوان پایان نامه دکتری اینجانب " تعمیم دستگاههای غیر خطی بیضوی مرتبه اول معادلات دیفرانسیل جزئی" بود که در این پایان نامه در وجود جواب معادله

و جواب با مقدار مرزی در فضای سوبولف تحقیقاتی انجام شده است که منجر به چاپ دو مقاله یکی ISI  و دیگری اندیکس شده، شده است.

شما در حال حاضر دانشیار دانشگاه هستید که بعد از آن مرحله پرفسوری است برای رسیدن به این مرحله اقدام کردید؟

فعلا رتبه دانشگاهیم در این رشته دانشیار است و با توجه به کارهای تحقیقاتی تقاضای استادی نیز انجام شده است.

در مورد کتاب‌ها و تألیف‌هایتان توضیح بدهید

دو کتاب تحت عنوان‌های "مقدمه ای بر معادلات دیفرانسیل و کاربرد آنها" و "معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی" نوشته ام. حدودا هشتاد مقاله ISI  و اندیکس شده در مجلات علمی کشورهای مختلف مثل امریکا و کشورهای اروپایی و هند و کره جنوبی و ... در رشته خود دارم.  

آیا از کتاب‌های شما در مراجع علمی و دانشگاهی تدریس می‌شود؟

این کتابها در ضمن تدریس در دانشگاه گیلان در بعضی از دانشگاهها نیز تدریس می‌شود.

کاربرد علم ریاضی در زندگی چیست؟

علم ریاضی در زندگی همه انسانها کاربرد مستقیم که کاملا برای همه مشهود است دارد. وقتی به خرید روزانه تشریف می‌برید با خرید وسایل مورد نیاز به جمع مبالغ خرید جهت پرداخت به فروشتده دارید. جهت دوختن لباس باید اندازه بگیرید که اگر نباشد فکر کنید چه پیش می‌آید. ماشینی که سوار می‌شوید محاسباتش در تمام قسمت‌ها مربوط به ریاضی است. کلا زندگی همه انسانها با ریاضیات همراه است.

در مورد تاثیر این علم در سایر رشته‌های علمی و تخصصی بگویید

علوم ریاضی بخصوص معادلات دیفرانسیل معمولی و با مشتقات جزئی در دروس تحصیلات تکمیلی رشته‌های فیزیک و رشته‌های فنی مهندسی کاربرد زیادی دارند. معمولا در رشته‌های فیزیک و الکترونیک کلا فنی مهندسی کارهای تحقیقی منجر به معادلات دیفرانسیلی چه معمولی و چه با مشتقات جزئی می‌شوند که با کمک ریاضیدانان معادلات فوق حل می‌شوند.

در مورد فرمول‌ها یا معادلاتی که حل کردید و اثبات شده است توضیح بدهید

با توجه به اینکه حدودا هشتاد مقاله در مجلات علمی منتشر شده است. عناوین بعضی از آنها بشرح زیر است

1- جواب معادله انتگرال ولترا از نوع اول با هسته خاص

2- وجود و یگانگی جواب معادله "وکوآ" در فضای

3- جواب تحقیقی معادله "کوپراشمیت" با استفاده از روش بسط(

4- جوابهای تحقیقی معادله "بن جامین" تعمیم یافته و معادله "جی کا پی" با بعد (1+3) با استفاده لز روش تانژانت گسترش یافته

5- جوابهای سولیتونی معادلات تعمیم "کا دی وی کا پی" و "بورگر کاپی" با استفاده از روش انتگرال اول

6- تعمیم دسته ای از دستگاههای فرامحاسبه ای از معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی مختلط

در حال حاضر در رشته ریاضی و زمینه تخصصی شما در کشورمان ایران چند نفر وجود دارد؟

در رشته نظریه معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی  تا حالا شاید از ده نفر بیشتر نباشد

آقای دکتر تمام تحصیلات شما در کشور ایران بوده است چرا خارج از کشور را برای ادامه تحصیل انتخاب نکردید؟

چون امکان دسترسی به منابع این رشته در ایران امکان پذیر بوده و از همه مهمتر استادی که بتوان از راهنماییهای ایشان استفاده کرد با کیفیت خوب وجود داشت.

آیا تا کنون از کشورهای دیگر برای حضور شما در مراکز علمی دانشگاه‌هایشان دعوت شده است؟

هر سال در رشته‌های ریاضی بخصوص معادلات دیفرانسیل معمولی و با مشتقات جزئی در دانشگاههای کشورهای مختلف برگزار می‌شود. از ریاضیدانان همه کشورها از جمله کشور عزیزمان ایران نیز دعوت می‌شود. از ایجانب نیز دعوت می‌شود.

در حال حاضر جایگاه علمی ایران در رشته ریاضی در کجاست؟

می‌دانید که از نظر تولید علم کشور ایران در منطقه رتبه اول را دارد. در رشته ریاضی نیز چنین است.

آقای دکتر وضعیت مراکز علمی و دانشگاهی کشورمان را چگونه می‌بینید؟

با توجه به اجرای روش ورود به دانشگاه با هر رتبه ای که به نظر من روش درستی نیست دقیقا دانش آموزان رشته ریاضی همه وارد دانشگاه می‌شوند. در رشته ریاضی دانش آموزان با رتبه حدود چهار هزار در رشته ریاضی دانشگاه گیلان قبول می‌شدند الان با رتبه سی هزار نیز در رشته ریاضی دانشگاه گیلان قبول می‌شوند. پس دانشجویان در این رشته ضعیف هستند. ولی بطور کلی اگر در کل دانشگاههای کشور در نظر بگیریم دانش آموزان با رتبه چهار هزار اگر در رشته ریاضی دانشگاه گیلان قبول نشود از یکی از دانشگاههای کشور در همان رشته قبول می‌شود. بنابر این اگر دانش آموزان ضعیف از دانشگاه قبول می‌شوند دانش آموزان قوی نیز وارد دانشگاههای کشور می‌شوند. فقط تدریس برای دانشجویان ضعیف و قوی در یک کلاس برای ما مشکل می‌شود. که نیز با راه حل‌های مناسب سعی می‌کنیم حل شود. والا امکانات علمی در دانشگاهها بهتر است.

یکی از مشکلاتی که وجود دارد خیلی از ادارات و سازمانها برای مراکز آموزشی راه انداخته اند تا به کارمندان خود مدرک تحصیلی بدهند تا حقوق آنهارا طبق مدرک بالا ببرند. در که متاسفانه کیفیت آموزش و پژوهش در این مراکز خیلی پایین است به بیکاری قشر تحصیل کرده نیز دامن می‌زند.

آیا در کارهای سیاسی نیز دستی دارید؟

من از نظر سیاسی به دسته بندی جامعه یه چپ و راست اعتقادی نداشته و ندارم و هرکس به هر اندازه مشکلی از مردم کشور عزیزمان را به روش درست حل کند به همان اندازه تاییدش می‌کنم. زیرا تند روی‌های غیر اصولی از هر نوعش به منافع ملی کشور ضربه زده اند که جبران آنها هزینه‌های سنگینی به مردم تحمیل کرده است.

سیاستی که در آن صداقت نباشد. سیاستی که بر اصول اعتقادی بنا نشود. هیچ مشکلی از جامعه را نمی‌تواند بطور مستمر حل کند.

نمی‌شود دروغ را محکوم کرد و خود نیز دروغ گفت. نمی‌شود سواستفاده مالی را محکوم نمود ولی خود سواستفاده مالی کرد. نمی‌شود از بیکاری و تورم شکایت نمود ولی مراکز تولیدی را از بخش خصوصی سازی دولت (با رابطه بازی) گرفت و کارگرانش را اخراج و کارخانه را ویران (تولید را کم و به تورم و گرانی دامن زد)و از زمین خالی آن سود سرشار برد. ولی اگر کسی اعتقاد به  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿۲ صف اعتقاد  داشته باشد دیگر دوگانه عمل نمی‌کند.

اگر بخواهیم توسط مردم کشور عزیزمان، کاستی‌ها و مشکلات موجود را که بدون شک وجود دارد حل کنیم نباید نیروی مردمی‌را تضعیف کنین فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿۵۴الزخرف بلکه باید به آنها شخصیت داد تا توانایی حل مشکلات را داشته باشند. آنهایی که بطور متوالی تکرار می‌کنند که علم نداریم! . صنعت نداریم! کشاورزی نداریم!  فرهنگ نداریم! هدفشان خار کردن این مردم است. تا ملت شریف ما را به زیر سلطه استعمارگران ببرند. زیرا استعمار وقتی بخواهد با هزینه کمتر به کشوری وارد شود اول در آن کشور این تفکر را جا می‌اندازد که شما هیچ چیز ندارید بخصوص فرهنگ. سپس خلا که ایجاد شد وسایل خود را  ، نه علم تولید وسایل را، جهت مصرف آن مردم ، وارد آن کشور می‌کند. چون خلا فرهنگی نیز ایجاد کرده است ناآگاهان جامعه به مصرف کردن وسایل استعمارگران، افتخار می‌کنند.

ه آیه 61 سوره بقره دقت کنید: و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‏روياند از [قبيل] سبزى و خيار و سیر و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر (آنچه خود داشتند) خواهان چيز پست‏تريد(آنچه از دیگران طلب می‌کردند) پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواسته‏ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند(نتیجه) چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند

ما در رشته ریاضی قضیه اثبات می‌کنیم. منظور از  قضیه از روی داده‌های معلوم، با انتخاب روش اثبات، نتایجی را بدست می‌آوریم. اگر داده یا داده‌ها نادرست باشند و یا روش اثبات نادرست باشد حتما نتیجه نادرست است. پس مسئولان باید سعی کنند تا بر اساس واقعیت‌ها پیش روند.

خاطره‌ای تعریف کنم روزی در کلاس دانشجویان ارشد موقع تدریس موضوعی مطرح شد من به دانشجوها گفتم وارد بعضی بازی‌های سیاسی نشوید که با تقسیم شما به چپ و راست و با به جان هم انداختن شما بعضی‌ها به منافعی دست می‌یابند. گفتم من همه شما را یک دسته حق طلب می‌بینم . سوال کردم کدامیک از شماها می‌خواهید استقلال کشور به خطر بیفتد؟ کدامیک از شما می‌خواهد منافع ملی کشور عزیزمان تضعیف شود؟کدامیک از شما سواستفاده از بیت المال را تایید می‌کنید؟ کدامیک از شما می‌خواهد استعمارگران بر این کشور دوباره سلطه پیدا کنند؟  ..... هیچ کدام جواب مثبت  ندادند . گفتم می‌بینید همه شما یکی هستید. معلمم دکتر شریعتی می‌گفت مسلمانان را دشمن هم معرفی می‌کنند چرا؟ زیرا یکی با دست باز نماز می‌خواند دیگری با دست بسته، ..... حالا نیز چنین روشی را با رنگ و شکل دیگر مطرح می‌کنند.

گفتم من همه شما را انسانهای عقیده مند می‌دانم، یکی از دانشجویان عزیز گفت عقیده دیگر وجود ندارد. گفتم می‌توانم چند تا سوال بکنم؟ گفت بفرمایید.

گفتم: آیا دوست دارید کسی به شما ظلم کند؟

گفت: نه.

گفتم: آیا شما دوست داری شما به کسی ظلم کنی؟

گفت: نه:

گفتم: آیا دوست دارید در تدریس درسمان روشی که من بیان می‌کنم اگر شما هم روشی به نظرتان می‌رسد بیان کنی و دیگران نیز نظرشان را بگویند از بین روشهای بیان شده، بهترین را انتخاب کنیم.

گفت: بلی، این بهترین روش در درس خواندن و اداره کلاس است.

گفتم: آیا آگاهان با ناآگاهان برابرند ؟

گفت: نه.

گفتم: دیدی شما‌ها انسانهای عقیده مندی هستید.

به نظر شما تلاش‌های کدام دولت در ارتقاء جایگاه علمی کشورمان موثرتر بوده است؟

به خاطر اینکه جوابها به جناح بندی نزدیک نشود لازم نمی‌بینم جوابی به این سوال بدهم. ولی اگر به نیروها و توانهای علمی خودمان هر قدر بیشتر تکیه کنیم و بیشتر تلاش کنیم  مطمئا جایگاه علمی کشور عزیزمان ارتقائ بیشتری خواهد یافت. این به معنی قطع ارتباط با مراکز علمی دنیا نیست. ولی باید دقت کنیم مصرف کننده نباشیم. باید سعی کنیم تولید کننده باشیم. اگر کسانی در هر شاخه مفید علمی تا هر مرتبه ای بالا رفته اند ما سعی کنیم مرتبه ای دیگر به آن اضافه کنیم.

در حال حاضر فضای علمی و سیاسی دانشگاه‌های ما چگونه است؟

فضای علمی و سیاسی به سوی منطق گرایی و اصول گرایی در حال شکل گرفتن است.

چندتا فرزند دارید و چه کاره هستند و همسرتان چه کاره است؟

دو فرزند دختر دارم، یکی ارشد مهندسی معماری تمام کرده است با بعضی از مراکز علمی در کار تدریس همکاری می‌کند و با شرکتی در کار نظارت ساخت و ساز ساختمان، چون حق نظارت سازمان نظام مهندسی را دارد، همکاری می‌کند. دیگری داروسازی می‌خواند چون امتحان جامع را با موفقیت به پایان رسانده است با بعضی از داروخانه‌ها همکاری می‌کند. خانمم دبیر آموزش و پرورش بود که  بازنشسته شده است.

نقش اهالی خانه در ارتقاء شما چه بوده است و نقش شما در آنها چه بوده است؟

ما در خانه همیشه به صورت یک تیم عمل کردیم و در زندگی تا جایی که امکان داشته تکیه گاه هم در ارتقائ علمی و امکانات رفاهی بودیم.

در مورد کارهای روزمرتان توضیح بدهید.

در ضمن تلاش در کار تدریس در دورهای کارشناسی و ارشد و دکتری  راهنمایی دانشجویان ارشد و دکتری در کارهای تحقیقی و نوشتن مقالات و نوشتن پایان نامه‌ها  در دانشگاه ، در منزل نیز در صورت وقت داشتن در کارهای حتی پخت و پز نیز کمک می‌کنم. به بچه‌هایم که درس می‌خوانند(فعلا یکی فارغ التحصیل شده است) سر می‌زنم اگر برق خانه اش اشکال داشته باشد یا گاز مشکل داشته باشد. یا قفلی از در مشکل پیدا کند تا جاییکه بتوانم خودم درست می‌کنم در غیر این صورت بلد کار پیدا می‌کنم تا درست کند. در وقت باقی مانده به گلکاری نیز در خانه رسیدگی می‌کنم.

ما شنیدیم بسیار به موسیقی علاقه مند هستید کدام موسیقی را می‌پسندید

موسیقی اصیل ایرانی مورد علاقه من است. آیا شما کسی را می‌شناسید که آواز "با تو میتوان دل به دنیا بست با تو می‌توان دل به دریا بست..." آقای سالار عقیلی را بشنود و لذت نبرد؟

1-       الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿۱۸الزمر

2-       إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿۲۱ آل عمران

3- إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴿۳

 

آقای دکتر خاطره ای از دانشگاه، دانشجویان که برایتان خیلی مهم بوده است را برایمان نقل کنید

بخاطر اینکه از نظر معدل برای دانشجویان مشکلی پیش نیاید. نمره همه قبول نشده‌ها را 9 تمام اعلام می‌کنم. پس از امتحانات ترم بود نتایج را اعلام کرده بودم. از ساختمان دانشکده خارج شدم تا به خانه بروم. شنیدم یکی داد زد آقای تقی زاده شما به من ظلم تاریخی کردید. برگشتم دانشجویم را شناختم(چون در کلاس حضور غیاب را بانام انجام نمی‌دهم خود دانشجویان در برگه حضور غیاب جلو اسمشان علامت مگذارند با نام دانشجوها را نمی‌شناسم ولی قیافه آنها را می‌شناسم) با روی باز پیش دانشجو رفتم و گفتم چرا من به شما ظلم کردم و آنهم از نوع تاریخی؟ بدون اینکه از جایش بلند شود، گفت سه ترم به من نمره 9 اعلام کرده ای. گفتم وقتی شما سوالات را جواب صحیح نمی‌دهی و برایت بیشترین نمره عدم قبولی را می‌دهم آیا به شما ظلم می‌کنم؟ گفت این کار سه ترم تکرار شده است. گفتم اگر درس نخوانی باز تکرار خواهد شد. گفتم آیا حاضری ورقه امتحانی خودت را ببینی؟ پیش خودت ورقه را اصلاح می‌کنم هر نمره ای بگیری همان نمره را برایت اعلام کنم؟ گفت نه. همچنین گفت  من می‌دانم با شما چکار کنم(تحدید). گفتم با این روش نادرست حتما نمره نمی‌گیری. باید درس بخوانی. و رفتم. ترم بعد متاسفانه یا خوشبختانه باز آن درس با من انتخاب کرد. این دفعه خوب می‌خواند. سوال می‌کرد. احساس کردم این دفعه با توجه برخورد غیر اصولیش و تحدیدی که انجام داده بود می‌ترسید. پایان ترم شد. امتحان گرفتم و نمره نهایی ایشان 5/19 شد. همان نمره را اعلام کردم. پس از دیدن نمره اش و اینکه برخورد غیر اصولیش در نمره اعلام شده تاثیری نداشته، پیش من آمد. گفت آیا اجازه می‌دهید من برای کمک به شما، کلاس حل تمرین این درس را انجام دهم؟ گفتم از نظر من، چون نمره عالی در این درس گرفتی، اشکالی ندارد. ولی باید حرفی رابه  شما بزنم.   گفتم شما که با زحمت کشیدن و داشتن توانایی یادگیری، نمره عالی در این درس گرفتید کاش!؟ در اولین ترمی‌که این درس را انتخاب کردی با همین توانایی با همین نمره عالی این درس را می‌گذراندیو در کارنامه ات سه نمره نه تمام نداشتی. گفت راست می‌گویی. گفتم تقاضایی برای آموزش جهت حل تمرین این درس بنویس و من در زیر نامه ایشان نوشتم آقای ... توانایی حل تمرین این درس را دارد. دو ترم حل تمرین این درس را انجام داد و فارغ التحصیل شد

آقای دکتر آیا همیشه 2×2 می‌شود چهار؟

حتما. مگر اینکه داده‌ها درست نباشند.

و کلام آخر

آرزوی سلامتی شما و  حل به روش درست مشکلات جامعه و پیشرفت‌های بیشتر در جهت صنعت و کشاورزی و فرهنگ کشور غزیزمان ایران.

خوی را چقدر دوست دارید؟

خیلی زیاد.

آینده خوی را چگونه می‌بینید؟

اگر کارهای اساسی دیگری مانند گسترش محوطه شمس تبریزی همراه با اطلاع رسانی، جهت ایجاد رابطه با مردم نقاط دیگر، که از نظر اقتصادی و فرهنگ اثر گذار است، انجام شود. خوی آینده بهتری خواهد داشت.

بالا