مصاحبۀ اختصاصی با محمدعلی احمدزاد اصل

فرصت‌های سرمایه‌گذاری در خوی

مصاحبۀ اختصاصی با محمدعلی احمدزاد اصل

مصاحبۀ اختصاصی با محمدعلی احمدزاد اصل

سایت مجمع خویی‌ها: آقای احمدزاد، مخاطبان سایت مجمع خویی‌ها را با خودتان آشناتر کنید.

احمدزاد: بسم الله الرحمن الرحیم، بنده از این مصاحبه‌ای که ترتیب داده‌اید تشکر می‌کنم. ان‌شاءالله که بتوانیم در خدمت شما باشیم با سوالاتی که می‌فرمایید. قبل از همه لازم می‌دانم از گردانندگان سایت مجمع خویی‌ها، دست‌اندرکاران سایت و کسانی که بدون ادعا زحمت می‌کشند، تشکر کنم که بدون هیچ چشم‌داشتی فقط به صرف آذری‌بودن، خویی‌بودن و همشهری‌بودن ابراز لطف می‌فرمایند و کار می‌کنند. در واقع ما شاهد سایتی هستیم که انشاالله قرار است به صورت حرفه‌ای با دیدگاه‌های مربوط به شهرمان و زادگاهمان اداره بشود و معرّف خوبی برای شهرمان، اهالی شهرمان، فرهنگ، هنر، پیشینه‌مان و حتی برای آیندگان باشد و بتواند فضای خوبی را به منظور آشنایی با شهر تاریخی خوی فراهم کند.

من محمد علی احمدزاده اصل هستم. متأسفانه یا خوشبختانه درشناسنامه‌ام، به اشتباه، نام خانوادگی‌ام «احمدزاد» ثبت شده است و ما این اشتباه را تصحیح کردیم ولی در هر صورت در خوی همه ما را به نام احمدزاده اصل می‌شناسند و این نام خانوادگی برگرفته از نام اصلی پدر پدربزرگمان است. من متولد سال 1342 هستم و در کوچۀ مقبره، واقع در منطقۀ مرکزی خوی در یک محله کاملاً مذهبی به دنیا آمدم.

سایت مجمع خویی‌ها: شما چند سال است که در تهران زندگی می‌کنید. با این تفاسیر آیا کماکان ارتباط خود را با زادگاهتان حفظ کرده‌اید؟

احمدزاد: من از سال 1366 ساکن تهران هستم؛ در واقع از زمانی که برای تحصیل به تهران آمدم یعنی از زمان دانشجویی. به‌رغم این‌که تصمیمی برای ماندن در تهران نداشتم، ولی فضای تحصیلی و کاری به گونه‌ای فراهم شد که ناگزیر در تهران ماندگار شدم و در واقع در حال حاضر ریشه‌مان در خوی است و کار و مشغلمان عمدتاً در تهران. اما در مجموع علاقه‌مان به شهر خوی، اخبار، فرهنگ، دوستانی که آن‌جا داریم و قبل از همه خانواده‌مان به قوت خود باقی است. جای‌جای خوی برای ما پر از خاطره است. خاطرات دوران کودکی، نوجوانی و جوانی و این‌ها مهم‌ترین یادگارهایی هستند که ما از شهر خود در دلمان و در خاطرمان داریم و سعی می‌کنیم آن ظرفیت‌ها و لطافت‌های توأم با آن‌ها را در سینۀ خودمان حفظ ‌کنیم.

سایت مجمع خویی‌ها: دانش‌آموختۀ کدام دانشگاه‌ها هستید؟ از سوابق تحصیلی‌تان بگویید.

احمدزاد: من در خوی در دبستان «سعدی» و «6 بهمن» دوران دبستان را سپری کردم. دبستان سعدی در محلۀ دروازۀ سنگی خوی بود. من بیش‌تر خاطرات دوران دبستانم مربوط به سال‌هایی می‌شود که در دبستان «6 بهمن» بودم. از آن دوران خاطرات و دوستان بسیار خوبی دارم. از همان دوران تا به امروز من ارتباطم را با دوستانم حفظ کرده‌ام. در دورۀ راهنمایی در مدرسۀ راهنمایی «شفق» بودم که واقع در بازار خوی، در خیابان تبریز (انقلاب کنونی) بود؛ درست در ورودی بازار سنتی خوی. تقریباً فرزندان تمام بازاری‌های خوی در آن مدرسه درس می‌خوانند، چون هم به محل کار پدرشان نزدیک بود و هم به خانه‌شان. در زمان‌های قدیم من یادم نمی‌آید که کسی در آن منطقه با ماشین رفت و آمد کند چون خانه‌ها نزدیک‏‏‏‏‏‏، ‏‏‏محله‌ها نزدیک و از همه مهم‌تر نگاه‌ها و دیدگاه‌ها و دل‌ها خیلی بهم نزدیک بود. از آن مدرسه نیز من خاطرات خیلی شیرینی دارم. دوران متوسطه را در دبیرستان «6 بهمن» سپری کردم که بعدها نامش تغییر کرد و دبیرستان «شریعتی» نام گرفت و در حال حاضر نام ‏دبیرستان «مدنی» را برای آن انتخاب کرده‌اند. سال اول تحصیلم در آن دبیرستان مصادف با انقلاب بود. دبیرستان ما در زمان انقلاب هم کانون توجهات بود و در بین تمام مدارس خوی باید بگویم که نیروهای انقلابی بیش‌تر در آن دبیرستان بودند. در آن دبیرستان افراد زیادی تحصیل می‌کردند که می‌توان گفت اکثر نیروهای نسل بعدی انقلاب -که بستر خدمات و یادگارهای خوبی برای شهرمان بودند- چه در دورۀ انقلاب، چه در دورۀ دفاع مقدس و چه بعد از آن در کسوت مسئولیت‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و سایر حوزه‌ها دانش‌آموزان همان دوران هستند و من اکثراً شاهدم که همان دوستان در مناصب مختلف در شهر خودمان منشأ تحول و خدمت هستند. عده‌ای هم که به کلان‌شهرها و سایر مناطق مهاجرت کردند عمدتاً در مناصب خودشان موقعیت‌های شغلی و تحصیلی بسیار موفقی را در اختیار دارند. برای من هم باعث افتخار است که یک زمانی در محضر این افراد بودم و بهترین دوستان ما در آن مقطع و در آن دورۀ تاریخی حضور داشتند. بعد در دبیرستان امیرکبیر سه سال بعدی را ادامه دادم. آن دوره از زندگی‌ام برای من دورۀ آرامش و سکون بود و من در آن دوره فعالیتی غیر از کار و تحصیل نداشتم و هیچ گونه فعالیت اجتماعی انجام نمی‌دادم. پدرم درآن دوران کارگاه تولیدی داشت و یکی از بازاری‌های موفق شهرمان بود. ما هم یاد گرفته بودیم که کار کنیم و تحصیل کنیم و ما از همان زمان که مغازه‌مان را در سال 1348 باز کردیم، حتی زمانی که تهران بودم کار می‌کردم. آن‌چه که از آن زمان به خاطر دارم کار و تحصیل بود و الحمدالله هر دو قرین توفیقبود. من در دوران تحصیلم دانش‌آموز بدی نبودم؛ در همان سه سالی که در دبیرستان امیرکبیر بودم هر سه سال شاگرد اول بودم. بعد از آن به خدمت سربازی رفتم. بعد از آن دو سال در دانشگاه آزاد تحصیل کردم. پس از تأسیس دانشگاه آزاد در سال 1364، من جزء اولین گروهی بودم که وارد این دانشگاه شدم. رشتۀ تحصیلی‌ام در دانشگاه آزاد الهیات و معارف اسلامی بود. بعد از آن به تهران آمدم و از سال 1366 در دانشگاه شهید بهشتی دورۀ لیسانس را با رتبۀ ممتاز به پایان رساندم و سپس به عنوان نفر اول در دانشگاه تهران درمقطع کارشناسی ارشد رشتۀ مدیریت مشغول به تحصیل شدم. بلافاصله برای تحصیل در دکتری هم پذیرش گرفتم ولی متأسفانه به دلیل مسائل خانوادگی ‏‏نتوانستم ادامه تحصیل بدهم. شاید هم وقتش را نداشتم و فرصت نشد که مقطع تحصیلی دکتری را زودتر به پایان برسانم لیکن در حال حاضر شرایط برای ادامۀ تحصیل فراهم گردیده و در آیندۀ نزدیک این مهم نیز به انجام خواهد رسید.

 محمدعلی احمدزاد اصل

سایت مجمع خوییها: می‌خواهیم فضای مصاحبه را از آشنایی اجمالی به سمت بحثی دقیق‌تر پیش ببریم. در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

احمدزاد: من در سال 1371 در سازمان بنادر و کشتی‌رانی استخدام شدم و حدود 11 سال در آن‌جا خدمت کردم و حدود 12 سال هم هست که در بازار سرمایه هستم. در سازمان بنادر و کشتی‌رانی هر چه که دربارۀ حوزۀ دولتی و حوزۀ تخصصی بوده، اعم از بنادر، کشتی‌رانی و دریانوردی و مسائل مربوط به حمل و نقل، و حمل و نقل دریایی و تقریباً در تمامی پروژه‌های موجود از قبیل حوزۀ اجرایی و سیاست‌گذاری حمل و نقل، و حوزۀ کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی به نحوی ورود پیدا کردم. در سال 1382 وارد بازار سرمایه شدم و حدود 12 سال است در این حوزه فعالیت می‌کنم و در این مدت مدیر عامل، رئیس هیئت مدیره و عضو هیئت مدیرۀ بیش از 20 شرکت سرمایه‌گذاری، تولیدی، صنعتی بوده‌ام که بیش‌ترشان شرکت‌هایی با مقیاس بزرگ و جزء شرکت‌های پذیرفته‌‌شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند.

سایت مجمع خویی‌ها: آیا امکان دارد که سوابق مدیریتی قبلی‌تان را جزئی‌تر بازگو کنید؟

احمدزاد: وقتی در سازمان بنادر و کشتی‌رانی استخدام شدم در حوزۀ تخصصی حمل و نقل دریایی بودم. آخرین سمت من در آن سازمان ریاست ادارۀ ترانزیت و توافق‌نامه‌های بین‌المللی بود. معمولاً کارهای اجرایی و تحقیقاتی را به شکل چندوجهی در نظر می‌گرفتم و صرفاً به یک حوزۀ اجرایی اکتفا نمی‌کردم. در حال حاضر هم همین رویه را ادامه می‌دهم و خود را به یک حوزه محدود نکرده‌ام: در واقع هم کارمی‌کنم، هم تدریس می‌کنم و اکثر گواهینامه‌های حرفه‌ای و تخصصیِ موجود در این حوزه را دریافت کرده‌ام.خوب منافعش هم همیشه برای ما بوده و به لحاظ منافع شغلی و تحصیلی، همیشه به لطف حضور مؤثر در حوزۀ کاری و برخورداری از آن شاخصه‌هایی که داشتم کوشیده‌ام ادارۀ امور را به بهترین شکل انجام دهم. من از تمام دوران زندگی‌‌ام، چه دوران تحصیلی و چه شغلی، از تمام مراحلی که طی کرده‌ام راضی هستم و در تمام راه‌هایی که خداوند پیش پای من قرار داده بود سعی کردم همۀ وظایفم را به‌خوبی انجام بدهم و امتحاناتم را با نمرۀ خوب بگذرانم و کارنامه‌ام در این حوزه کاملاً مشخص بود. تا پیش از سال 1382 که منفک شدم، 6 سال مرخصی بدون حقوق گرفته بودم وبالأخره پذیرفتند که از بخش دولتی مرخص بشوم و شروع به فعالیت در بخش خصوصی بکنم. البته فعالیت‌های اخیر من صرفاً معطوف به بخش خصوصی نیست، چون در این 12 سال گذشته برای مجموعه‌های نیمه دولتی، خصوصی و تخصصی از جمله بانک مرکزی، بانک ملی، بانک سپه، بانک کشاورزی، مجموعۀ فرهنگیان و سایر نهادهای مالی و پولی که در کشور به‌طور تخصصی در حوزۀ تولیدی، صنعتی و سرمایه‌گذاری فعالیت می‌کنند فعالیت کرده‌ام.

سایت مجمع خویی‌ها: رفته‌رفته بحث خود را به شهر خوی و بحث‌های مربوط به سرمایه‌گذاری در این شهر نزدیک کنیم. اما پیش از هر چیز بیایید تکلیفمان را با اصطلاح «فرصت‌های سرمایه‌گذاری» مشخص کنیم. به عنوان یکی از مدیران با سابقه در عرصۀ مدیریت سرمایه‌گذاری، چه درکی از«مدیریت سرمایه‌گذاری» دارید؟

احمدزاد: این بحث یکی از زیرشاخه‌های رشتۀ مدیریت مالی است؛ به عبارتی از آن منفک شده است. ما رشتۀ مدیریت مالی را در حوزه‌های پولی، مالی و اقتصادی و به طور کل در حیطۀ عمل به کار می‌بریم. بخش مدیریت مالی مختص بازارهای مالی است. بازارهای پولی و مالی، بانک‌ها، بورس‌ها، شرکت‌های سرمایه‌گذاری و به‌طور کلّی حوزۀ بازار سرمایه را دربرمی‌گیرد و همین موضوع باعث شده است که ما یک نگاه کاملاً تخصصی به موضوع سرمایه‌گذاری داشته باشیم. برخورداری از تفکر اقتصادی، دانش مدیریت مالی و خصوصاً به‌صورت تخصصی‌تر دانش سرمایه‌گذاری ما را در هدف‌گذاری جهت ارزش‌آفرینی توانمند ساخته است. ماسعی می‌کنیم که حداکثر ارزش را برای مجموعۀ خود ایجاد کنیم. ما در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کنیم. حوزه‌های صنعتی، تولیدی، خدماتی، بازرگانی، پولی، در واقع واسطه‌گری مالی و سرمایه‌گذاری، این‌ها حوزه‌هایی هستند که ما فعالیتمان را در آن محورها گسترش داده‌ایم. دانش سرمایه‌گذاری در واقع همۀ این زمینه‌ها را شامل می‌شود ولی وقتی از دیدگاه بازار سرمایه ورود پیدا می‌کنید شما باید بین رشته‌ها یک ارتباط مناسب برقرار کنید؛ که این رشته‌ها تو در توی هم قرار گرفته‌اند و هم‌افزایی دارند. ما باید به‌گونه‌ای فعالیت‌های سرمایه‌گذاری خودمان را توسعه بدهیم که بتوانیم منافعسهام‌داران خود را تأمین کنیم تا هم به مسئولیت‌های اجتماعی خود در حوزۀ‌ سرمایه‌گذاری جامۀ عمل بپوشانیم و در نهایت خدا و بندگان خدا را از نتیجۀ فعالیت‌های خودمان خشنود کنیم. ما به فرصت‌های سرمایه‌گذاری یا باید به صورت ملی نگاه کنیم یا به صورت جهانی. یک نگاه منطقه‌ای و حتی شهریهممی‌توانیم داشته باشیم. این نگاه کلی ما را رهنمون می‌کند که بتوانیم برنامه‌ریزی بهتری برای ایجاد بسترهای سرمایه‌گذاری، مطالعه در مورد آن‌ها، نحوۀ اجرای آن‌ها‌ و چشم‌انداز آن‌ها انجام دهیم. همان‌طور که عرض کردم نگاه‌ها می‌تواند ملی وفراملی و حتی بخشی باشد. ولی در هر صورت باید جهانی فکر کرد که اگر جهانی فکر کردن در کارها باشد راحت می‌شود در زمینۀ ملی و منطقه‌ای و حتی شهری و استانی هم این سرمایه‌گذاری را انجام داد. ما چرا می‌گوییم که دانش سرمایه‌گذاری فراگیر است؟ چرا می‌گوییم تخصصی است؟ علت این است که شما باید ارتباط خودتان را با کلیت اقتصاد جهانی برقرار کنید. مثلاً الان در یک نقطه از دنیا تحولی در قیمت یک کالا یا میزان تولیدشان اتفاق می‌افتد این در کلیۀ شئونات مملکت تاثیر می‌گذارد؛ مخصوصا تولیدکنندگان کالاهای صادراتی، یا واردکنندگان. خب طبیعی است که شما دراین‌جا بایستی جهانی فکر کنید. بعد هم باید از فرصت‌ها و تهدیدهای سرمایه‌گذاری در کشور خودتان مطلع باشید. این تازه شروع کار است. شناسایی مزایا و معایب، فرصت‌ها و تهدیدها قدم بعدی است. بعد از آن می‌توانید با استفاده از تحلیل‌های تخصصی مطالعات خود را گسترش دهید. ما بی نیاز از تفکر، مطالعه و تحقیق نیستیم. کسانی که در واقع در محیط‌های بسته رشد می‌کنند نباید خودشان را در یک دایرۀ محدود گرفتار کنند؛ درست است که سود خوبی به دست می‌آورند و آرامش دارند. ولی آن‌هایی که افق دیدشان یا وسعت دیدشان قدری بیش‌تر است، به لحاظ گستردگی جغرافیایی دنبال اهداف دیگری هستند. مثلاً یکی فکر می‌کند کاری کند که در دنیا محصولی را ارائه بدهد. طبیعی است که نگاه او با نگاه کسی که می‌آید و خدمتی را برای یک مجموعۀ کوچک ارائه می‌دهد راه‌هایشان متفاوت است. در حوزۀ سرمایه‌گذاری هم این نگاه‌ها می‌تواند تقریباً متفاوت باشد. استفاده از فرصت‌های سرمایه‌گذاری در یک کلام باید بگویم نیازمند به دانش، تخصص و تفکر اقتصادی در حیطۀ سرمایه‌گذاری است. بدون این‌ها در واقع شما یک قالب کوچک‌تری از کار را می‌توانید پیش ببرید و هیچ وقت نمی‌توانید به آن مراتب عالی برسید.

محمدعلی احمدزاد اصل، فرهاد قربان‌زاده

سایت مجمع خویی‌ها: بفرمایید که چه نسبتی میان «پیشرفت»، «توسعه» و «سرمایه‌گذاری» وجود دارد؟

احمدزاد: شما وقتی دنبال توسعه در یک شهر، استان، کشور و یا در یک منطقۀ جغرافیایی هستید باید بدانید در چه حوزه‌ای توسعه می‌خواهید. توسعه ابعاد مختلف دارد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی که می‌توانید همۀ این‌ها را داشته باشید. اگر منظور شما توسعۀ اقتصادی است باید بگویم توسعۀ اقتصادی، توسعۀ فرهنگی و اجتماعی را نیز همراه خود می‌طلبد. برای داشتن نگاه توسعه‌ای باید فرهنگ توسعه‌ای را در یک منطقه داشته باشیم تا بخواهیم نگاه توسعه‌ای به آن بیندازیم؛ در غیر این‌صورت باعث می‌شود آن‌هایی که دیدگاه توسعه‌ای برایمنطقۀ خودشان را دارند در آن مکان نتوانند آن افکار خودشان را پیاده کنند و به ناچار مهاجرت می‌کنند. اجتماع باید بطلبد، فرهنگ باید ایجاد شود تا توسعه شکل بگیرد. اگر چنین اتفاقی نیفتد باعث پراکنده‌شدن آن افراد با آن نگاه توسعه‌ای خواهند شد. به عبارت دیگر می‌گویند که ماهیان بزرگ در اقیانوس هستند و هیچ‌گاه در یک حوضچۀ کوچک ماهی‌های بزرگ رشد نمی‌کنند. الآن کسانی که منشاء خدمات بزرگ هستند به ناچار مجبورند به کوچ کردن. به‌طور کلّی هیچ کس در یک جامعۀ کوچک نتوانسته است افکار عالی را در خود پرورش دهد چرا که نیازمند ارتباط با جهان پیرامون است؛ ما در توسعه نیازمند همانارتباط هستیم: خیزش از درون، جوشش از درون و ارتباط با بیرون. اگر ما بتوانیم چنین لینکی ایجاد کنیم یعنی این‌که گام اول را خوب برداشته‌ایم. همان‌طور که عرض کردم مقصود از توسعه، توسعۀ متوازن در همۀ ابعاد آن است. مگر می‌تواند یک منطقه به لحاظ اقتصادی توسعه پیدا کند ولی فرهنگش ضعیف باشد؟ خوب تداوم پیدا نمی‌کند. یا اجتماعش از آن قوام و دوام و ثبات در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی برخوردار نباشد و آماج جملات قرا گیرد. چه از درون چه از بیرون و آن توسعه در آن‌جا به نوعی شکل نمی‌گیرد. ما اگر بخواهیم در یک منطقه‌ای مفهوم توسعه را ایجاد کنیم حتماً نیازمند این هستیم که این پشتیبانی به لحاظ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز توسط نهادهای حاکمیتی صورت بگیرد. جوشش باید از درون باشد و حمایت از بیرون. باید حمایت از دیگر نهادها و ارتباط با نهادها و سازمان‌های مرتبط با مسائل توسعه‌ای انجام شود تا بتوان در چهارچوب قوانین و مقررات فعالیت‌ها را در جهت توسعه سوق داد. باید با نگاه توسعه‌ای سرمایه را جذب و منابع مالی را تجهیز کرد.علاوه برمنابع مالی، منابع انسانی و حتی موقعیت فیزیکی مورد سرمایه‌گذاری باید لحاظ شود. ضروری است که در تمام این ابعاد مطالعه صورت می‌گیرد. اگر آن نگاه توسعه‌ای خاص را داشته باشیم، این جذب سرمایه در کم‌ترین زمان ممکن می‌تواند صورت بگیرد ولی اگر بستر فراهم نباشد در این ‌صورت هرگونه سرمایه‌گذاری در مسیر توسعه، امری تکلیفی خواهد بود. گاهی که می‌خواهیم یک طرح بزرگ را در یک محیط کوچک اجتماعی شکل بدهیم بعضی وقت‌ها مقاومت‌هایی صورت می‌گیرد. این مقاومت‌ها به خاطر نبود فرهنگ توسعه‌ای است. این مقاومت‌ها به خاطر این است که نمی‌دانند مفهوم توسعه چیست؟ سرمایه‌گذار بی تردید در جایی سرمایه‌گذاری خواهد کرد که بداند آن‌جا رشد و بالندگی وجود دارد. اگر  سرمایه‌گذار چنین تصوری را از محیط سرمایه‌گذاری نداشته باشد، به سرمایه‌گذاری در آن محل ورود نمی‌کند. برای نمونه اجرای یک طرح مدنی یا یک طرح پتروشیمی در یک منطقۀ دورافتاده نیازمند زمینه‌سازی است. باید محیط را آمادۀ این کار کرد. چرا ما با مجموعه‌هایی مواجه بودیم که در مقابل توسعه نگاه مصرفی و کوتاه‌نظرانه دارند یا این‌که می‌گویند از این‌جا چه چیزی عاید ما می‌شود؟ باید متوجه این نکته باشیم که یک طرح سرمایه‌گذاری بزرگ آباد می‌کند، اشتغال ایجاد می‌کند، کارآفرینی و ثروت‌آفرینی می‌کند. باید با طرح‌های بزرگ و کلانِ سرمایه‌گذاری همراه بود، نه این‌که مقاومت و سهم‌خواهی کنیم یا این‌که بخل بورزیم و تصور ما این باشد که اگر یک سرمایه‌گذار در یک منطقه‌ای بیاید می‌خواهد آن‌جا را «غارت و چپاول» کند. استفاده از این ادبیات بی معنی است. چنین نگاهی محدود کننده و عذاب آور است و باید مسئولین و مردم آن منطقه از این ذهنیت فارغ شوند. لازمۀ سرمایه‌گذاری، مثلاً تأسیس یک کارخانه بزرگ این این است که سرمایه‌گذار هر سال باید سرمایه‌گذاری‌اش را توسعه بدهد و هرروز این کارخانه بزرگ‌تر و بزرگ‌تر بشود. این مجموعه‌ای که ایجاد شده در همان مکان باقی می‌ماند و باعث رشد و توسعۀ فرهنگی و اقتصادی جامعه می‌شود. وقتی یک طرح پتروشیمی را در یک منطقۀ دور افتادۀ مرزی ایجاد می‌کنید بعضی‌ها می‌گویند اگر این طرح در این منطقه ایجاد شود ممکن است سود مستقیمی برای سرمایه‌گذار داشته باشد و نه مردم، بنابراین مقاومت می‌کنند و این طرح به موقع به نتیجه نمی‌رسد. بنابراین شما باید بستر را آماده کنید که این طرح زود به نتیجه برسد. اگر به موقع به نتیجه برسد طبیعتاً نیروی کار می‌خواهد که اگر نیروی کار متخصص در منطقه باشد اولویت اول با آن هاست. اگر نیروی کار عادی نیاز باشند باز هم اولویت با آن‌هاست چون برای یکطرح سرمایه‌گذاری توجیهی ندارد که کارگر ساده را از خارج منطقه و استان‌های دیگر بیاورد پس اشتغال ایجاد می‌کند. بعد سطح فرهنگ تغییر می‌کند مثلاً توجه کنید که در آن منطقه تعدادی از مهندسان با توان تخصصی بالا می‌آیند و حتی با خانواده‌شان ساکن آن منطقه می‌شوند. بنابراین در آنجا یک فرهنگ متفاوتی ایجاد می‌شود. یعنی همین طور که به لحاظ فنی رشد می‌کنند به لحاظ فرهنگی، اجتماعی هم رشد می‌کنند. چون این‌ها طبقه اجتماعیشان متفاوت است وقتی داخل جذب می‌شوند خود به خود سطح فرهنگ را بالا می‌برند و بعد سطح رفاه بالا می‌رود چرا که آن شرکت درآمد بالایی برای آنها دارد. دیگردر آن شهر همه دنبال این هستند که نیروی کار جذب کنند بنابراین بیکاری و تبعات اجتماعی حاصل از بیکاری از بین خواهد رفت. این وضعیت برای دولت‌ها هم خوب است چرا که هزینه‌ای بابت این کار نمی‌دهند. اگر سرمایه‌گذاری‌ها ایجاد نشود دولت باید برای نیروهای بیکار آموزش‌های لازم را فراهم کند و زمانی که آموزش بجایی نمی‌رسد باید پول بدهد. بنابراین نه‌تنها کارآفرینی و ثروت‌آفرینی می‌شود بلکه یک سری مسئولیت‌های اجتماعی هم همزمان با این توسعۀ واحدهای تولیدی و صنعتی شکل می‌گیرد. پس این باعث می‌شود که ما نگاههامان را به مقولۀ سرمایه‌گذاری و توسعه عوض کنیم و نگاه بلند نظرانه‌ایداشته باشیم، یعنی تلاش کنیم برای این‌که ثروتمندان و سرمایه‌گذارها، سرمایه‌گذاری می‌کنند تا اجتماع را به تلاش و کوشش بیش‌تر وا بدارند. ثروت سرمایه‌گذارها افزایش پیدا می‌کند ولی از این طرف رفاه عمومی جامعه و سطح فرهنگ آن ارتقا می‌یابد، همه از بُعد فردی و اجتماعی به دنبال اهداف متعالی خودشان می‌روند. کشورهایی که توسعه پیدا نکرده‌اند عمدتاً نگاه کوته‌نظرانه‌ای به این موضوع دارند. اگر سرمایه‌گذار نباشد فقر می‌آید، اگر سرمایه‌گذار نباشد همۀ بنیان‌های اجتماعی از هم گسسته می‌شود چون در این حالت کار و تولید متوقف خواهد شد. ما خیلی دوست داریمکه در مناطقی مثل شهر خودمان این فضا و این نگاه ایجاد شود تا توسعه هم از نظر کمّی و هم کیفی در منطقۀ ما هم بتواند شکل بگیرد.

سایت مجمع خویی‌ها: آقای احمدزاد، آیا شما با عدۀ معدودی که می‌گویند فرصت‌ها و امکانات پیشرفت در شهر خوی محدود و ناچیز است، موافقید؟

احمدزاد: نه، چرا ناچیز؟ ببینید وقتی نگاهمان را گسترده کنیم خود به خود توانمان افزایش پیدا می‌کند. باید تفکر توسعه و دیدگاه توسعه داشته باشیم، آن هم با نگاه کاملاً اقتصادی و اجتماعی؛ چرا که اقتصاد با اجتماع باید در کنار هم باشند؛ اگر پول را سپرده‌گذاری کنید، خود به خود هیچ اتفاقی نمی‌افتد باید سرمایه‌گذاری کنید که رشد کند. اگر ما این نگاه توسعه‌ای را داشته باشیم طبیعتاً می‌رویم به سمت تعالی و همۀ ارکان اجتماعی ما متحول می‌شوند. من با کسانی که چنین دیدگاهی را در مورد خوی دارند هم عقیده نیستم. البته باید این ادعا را بکنیم شاید در خوی موردی نبوده که ما بخواهیم کمک بکنیم شاید همطرحی نبوده که در آن‌جا بتواند اجرایی شود. ما بایستی به عنوان کسانی که در این زمینه تخصص و سابقه دارند در کنار یکدیگر گروه‌هایی را تشکیل بدهیم تا اعضای این گروه‌ها همیشه در خدمت جامعۀ بزرگوار شهرمان باشند، بتوانند طرح‌هایی را معرفی کنند و روی آن کار و مطالعه کنند، پشتیبانی کنند و مردم این طرح‌ها را برای سرمایه‌گذاری بپذیرند. ما بعضی وقت‌ها اگر نگاهمان کوتاه‌نظرانه باشد هیچ وقت این فضا شکل نمی‌گیرد و  آن وقت می‌گوییم وجود ندارد. باید ببینید در سطح دنیا شهرهایی با ظرفیت‌هایی مثل خوی چقدر توسعه پیدا کرده‌اند و ما نکرده‌ایم. شهرهایی مثل شهر ما در کشورهای آسیایی و اروپایی وآمریکایی چرا توسعه پیدا می‌کنند ما نمی‌توانیم؟ ما چه چیزی نداریم؟ ما اولاً از داشته‌هامان اطلاع نداریم. مشکلی که ما در کل کشور داریم همین نگاه اقتصادی است. ما روی خیلی از طرح‌ها نگاه اقتصادی صرف نداریم. ما بیش‌تر نگاهمان سیاسی است. آن هم از آن‌جا ناشی می‌شود که در فرهنگ خودمان در بحث‌های حاکمیتی بایستی اعتراف نمود که اقتصاد ابزار سیاسیون است. در حالی که ما بر عکس فکرمی‌کنیم. این اقتصادیون هستند که در دنیا مشخص می‌کنند که سیاسیون در چه مسیری حرکت کنند. در حالی که ما همیشه دنبال این هستیم که باید استاندار تصمیم بگیرد که من مثلاً در این استان چه طرحتولیدی را اجرا کنیم. نه بر عکس است. ما اقتصاددان‌ها باید طرح را بیاوریم و آن‌ها باید شرایطی را فراهم کنند که ما این طرح‌ها را انجام بدهیم. در حالی که ما الآن طرح داریم که استاندارها و شهردارها و فرماندارها دنبال این هستند که سرمایه‌گذار پیدا کنند. در حالی که سرمایه‌گذار باید خودجوش عمل کند. با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی‌شود. کافی است یک طرح، به لحاظ اقتصادی توجیه‌پذیر باشد، در این صورت مردم ورود پیدا می‌کنند. ما در کشورمان نزدیک 685 هزار میلیارد تومان نقدینگی داریم که فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران باید بر ای جذب این نقدینگی تلاش کنند. باید این تفکیک را انجام دهیم که بر مبنای آن سیاسیون کار خودشان را انجام دهند و در اقتصاد دخالت نکنند، فقط حمایت کنند و فضایی ایجاد کنند که سرمایه‌گذار با امنیت خاطر بیاید و سرمایه‌گذاری کند. آن‌جاست که شما یک کانالی باز می‌کنید کاملاً تعریف‌شده، در چهارچوب قانون و مقررات که سرمایه‌گذار ورود کند و هیچ مانعی نباید باشد. اگر مانعی ایجاد شود اصلاً پا پیش نمی‌گذارد. شما می‌گویید به اعتبار فلان فرماندار و استاندار و رئیس جمهور و نخست وزیر ما آمده‌ایم و سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؛ خب اگر بهاعتبار او آمده‌ باشید، بی شک به اعتبار او هم خواهید رفت. ولی طرح سرمایه‌گذاری «قائم به فرد» نیست و «قائم به منافع» است. اگر پول در میان باشد دائماً این تغییر می‌کند و سهام دست به دست می‌چرخد ولی طرح همیشه پا برجاست. این ارزش است که یکی از آن استفاده می‌کند و انتقال می‌دهد به شخص دیگر و شخص دیگر با ارزش افزودۀ بالاتر خواهان آن است. پس ما اگر در شهر خودمان این فضا را ایجاد کنیم طبیعتاً می‌توانیم این انتظار را داشته باشیم که فضای سرمایه‌گذاری شهرمان رونق پیدا کند. من خودم فضا را برای این کار مساعد نمی‌بینم. ما اولاً که تشکل‌های غیر دولتی منسجم نداریم که بتوانند در قالب اتحادیه‌هاو نهادهای مالی و پولی در حوزۀ اقتصادی مستقل فعالیت کنند. این تشکل‌ها هنوز ایجاد نشده‌اند. به این خاطر تک‌پری زیاد است و باید این تشکل‌ها فعال باشند. نکتۀدیگر این‌که منشأ این سرمایه‌ها کاملاً باید سالم باشد. وقتی منشأ سالم باشد باید این کانال تا ابد باز باشد، بدون هیچ مانع سیاسی بدون هیچ مانع حاکمیتی. ما بایستی امنیت سرمایه‌گذاری برای سرمایه‌گذار فراهم و اعتمادش را جلب کنیم تا سرمایه‌اش را در چهارچوب قانون و مقررات اداره ‌کند. در حال حاضر اقتصاد دولتی بخش اعظمی از فعالیت‌های اقتصادی کشور را به خود اختصاص داده است و همۀ نگاه‌ها به سیاست‌هایی است که دولت ابلاغ می‌کند و در قالب برنامه‌ها و بودجۀ سالانه ارائه می‌دهد. برنامه‌های بلندمدت 5 ساله و بودجه‌ای که سالیانه می‌دهد متناسب با برنامه‌های بلندمدت تنظیم می‌شوند، و در حال حاضر سرمایه‌گذار خصوصی قدرت رقابت با این بخش را ندارد. ما بایستی سرمایه‌گذار خصوصی را توانمند کنیم نه این‌که زیر پایش را بکشیم و ته دلش را خالی کنیم و ایشان سقوط کند و ما لذت ببریم! در حوزۀ سرمایه‌گذاری نگاه سرمایه‌داری این است که مورد قبول جمع باشد نه به لحاظ پولداربودن بلکه به لحاظ آن وجهۀ کارآفرینی، ارزش‌آفرینی و تلاشگری. عنوان «سرمایه‌گذار» صرفاً به فرد پولدار اطلاق نمی‌شود. سرمایه‌گذار کسی است که تمام جوانب را در نظر می‌گیرد؛ به قصد انتفاع، به قصد خدمت‌رسانی، و یا به قصد باقیات الصّالحات. حالا شما پولت را در بانک دولتی بگذار تا سود کند؛ این سرمایه‌گذاری به معنای واقعی نیست، بلکه صرفاً سرمایه‌گذاری در حوزۀ پولی است و ارزشی برای کشور ایجاد نمی‌کند. سرمایه‌گذار باید مولّد باشد و در نهایت ما باید از سرمایه‌گذار حمایت کنیم. به نظر من اگر در محیطی کوچک یا بزرگ مانند خوی یک فضای آزاداقتصادی ایجاد کنیم، سرمایه‌گذار بدون چشمداشت و بدون این‌که دنبال امتیاز ویژه‌ای باشد می‌آید و فعالیت سرمایه‌گذاری خود را شروع می‌کند. مثلاً در شهر خودمان چرا جوانان سرمایه‌گذاری نمی‌کنند؟ چون فعلاً فضای جذابی برای سرمایه‌گذاری وجود ندارد و مسائلی وجود دارد که نمی‌تواند فعلاً شکل بگیرد. ولی در نهایت ما اعتقاد داریم که شهر ما دارای استعدادهای فراوانی است؛ چه به لحاظ نیروی انسانی و چه به لحاظ موقعیت جغرافیایی. شهر ما زیرساخت‌های لازم را دارد و یا می‌تواند آن‌ها را ایجاد کند. شهر ما جاده، فرودگاه، و آب و هوای خوب دارد؛ من نمی‌دانم مادنبال چه هستیم و دنبال چه می‌گردیم تا این منطقه رشد و توسعه کند؟ این منطقه نیروگاه دارد، آب دارد، و زمین هم به اندازۀ کافی گسترده است. چرا نباید ما توسعه پیدا کنیم؟ این‌ها دلایل خاص خود را دارد. اتفاقاً باید این نگاه عامیانه اصلاح شود و تغییر کند. متأسفانه ما شاهدیم که نمایندۀ شهری در مجلس در اظهارنظرهای خود در خصوص نرخ خوراک طرح‌های پتروشیمی از الفاظی همچون «غارت‌کردن و چپاول‌کردن» استفاده می‌کند که خلاف آن در سال 1393 ثابت شد لذا این واژه‌ها، واژه‌هایی نیست که برازندۀ زبان گویای شهرهای سرمایه‌پذیر و خواهان توسعه باشد و پاسخ منطقی به سرمایه‌گذاران نخواهد بود. ما بایستی نگاهمان را عوض کنیم.

محمدعلی احمدزاد اصل

سایت مجمع خویی‌ها: آیا تا کنون در مورد بسترهای سرمایه‌گذاری در شهرستان خوی اندیشیده‌اید؟ محورهای اصلی سرمایه‌گذاری در این شهرکدام‌ها هستند؟

سرمایه‌گذاری با محوریت توسعه، توسعۀ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و در یک کلام توسعۀ متوارن؛ مفهومی کلیدی است. همگی بر این نکته واقفیم که پتانسیل اول شهر ما بازرگانی است؛ البته این نکته را می‌توان در مقیاس کلان به کل کشور نسبت داد. ایران یک کشور بازرگانی است و این فعالیت از مزیت نسبی فوق‌العاده‌ای برخوردار است. ثروتمندان کشور ما اکثراً بازرگان و تاجر بودند. همیشه تجار برای مردم مطرح بودند و به کارخانه‌دار توجه خاصی وجود نداشت. فشار کاری روی افراد تولیدکننده زیاد است. شاید ایشان 10 میلیارد تومان سرمایه گذاشته باشد و برای 500 نفر اشتغال ایجاد کرده باشند، اما در مجموع به‌خاطر وجود تنش‌های دائمی که بر اثر مواجهه با نیروی کار حاصل می‌شود، صاحبان این صنایع معمولاً محبوبیت کم‌تری دارند. در مجموع هر رابطه‌ای یا بر مبنای تعامل است یا تنش؛ همواره یکی از طرفین باید اهل مدارا باشد. در صورتی که تاجر این‌گونه نیست. پولش را داده کالا خریده، دوست داشته باشد کالا را نگه می‌دارد در غیر این صورت کالا را می‌فروشد. کارمندی که استخدام می‌کند نیز به همین صورت است، تمایل داشته باشد می‌گوید از فردا سرکار نیایید ولی با کارمند بخش تولیدی و صنعتی نمی‌توان این کار را کرد. چرا درکشور ما وشهر ما همیشه تجار مطرح بودند ولی متأسفانه صنعتگران از محبوبیت اجتماعی خاصی برخوردار نبودند؟ حتی زمانی که انقلاب هم شد اموال اکثر این‌ افراد مصادره شد. در مورد کارخانۀ قند خوی هم همین حرف و حدیث‌های بعضاً نا مربوط بود و عده‌ای می‌گفتند که این کارخانه همۀ عصارۀ مملکت را می‌مکد؛ عده‌ای هم می‌گفتند که این مجموعه صاحب ندارد و باید صاحب خود را پیدا کند. به نظرم ما از این ظرفیت‌های موجود نتوانستیم درست استفاده کنیم. چرا خوی باید به یک کارخانه قند اکتفا کند؟

بخش دوم در مورد سؤال شما حوزۀ حمل و نقل است. حمل و نقل جزء خدمات حساب می‌شود. ما در خوی جاده داریم، راه آهن داریم، فرودگاه داریم فقط دریا نداریم. ما سهتا از این شقوق حمل و نقلی را در در حوزۀ خودمان داریم. به علاوه این‌که خط مرزی داریم؛ یعنی اگر فضای بازرگانی را کنار حمل و نقل بگذاریم در این صورت انتقال کالا اهمیت می‌یابد. مزیت بعدی شهر ما در حوزۀ کشاورزی است. خوی قطب تولید عسل، تخمۀ آفتاب‌گردان و اغلب کالاهای کشاورزی است و این موهبت بزرگی برای شهر ماست. به اضافۀ این که شهر ما آذوقۀ خودش را خودش تأمین می‌کند. آن‌جا به اندازۀ کافی گندم تولید می‌شود و تولید مایحتاج به اندازۀ کافی وجود دارد. به نظر من سرمایه‌گذاری در بعضی از شاخه‌ها مانند مرغداری چندان نیاز نیست چون این بخش‌ها قائم به یارانۀ تولید و حمایت‌های دولتی هستند یعنی برای واردات علوفۀ دامی خودشان باید سراغ ارز دولتی بروند که این درست نیست. البته این بخش به صورت سنتی در شهر ما خوب است، اما به صورت صنعتی در کشور ما مزیت ندارد چه رسد به شهرمان.

مورد چهارم در زمینۀ بسترهای سرمایه‌گذاری در شهر خوی حوزۀ گردشگری است که علاوه بر شمس تبریزی به عنوان یک نماد در شهرما است همان آب و هوای خوی، مناطق ییلاقی می‌تواند برای جلب توریست بسیار مطلوب باشد. ولی ما در این حوزه‌ها هنوز سرمایه‌گذاری انجام نداده‌ایم. ما در حوزۀ حمل و نقل تمرکز نداریم. ما نیاز به مجموعه‌هایی از بخش خصوصی یا تعاونی داریم که به صورت کاملاً حرفه‌ای شکل بگیرند، خودجوش باشند و به خود مردم تعلق داشته باشد. به این شکل که مردم بیایند و سرمایه‌هایشان را خودشان بگذارند و یک مجموعۀ عظیم حمل و نقلی را ایجاد کنند. طبیعی است که حمل و نقل راه آهن در انحصار دولت است و سرمایه‌گذاران مستقل نمی‌توانند کاری کنند. ولی بهره‌گیری از خطوط جاده‌ای راحت‌تر و مناسب‌تر است. در حال حاضر فعالیت فرودگاه ما متوقف شده است، به خاطر این که کسی نمی‌آید، یعنی توجیه اقتصادی ندارد ولی اگر این مراوداتتجاری شکل بگیرد و در حوزۀ گردشگری ما بتوانیم تحرک لازم را داشته باشیم، فرودگاه ما در واقع توجیه اقتصادی پیدا می‌کند و فرودگاهمان فعّال می‌شود. متأسفانه در شهر ما تفکر جامعی برای استفاده از سرمایه‌گذاری وجود ندارد. در مجمع خویی‌ها رایزنی‌های بسیاری انجام شده است و از دید من دوستان بسیار با انگیزه و صاحب‌نظر هستند و در موضوعاتی که مطرح شد همه اتفاق نظر دارند. شاید موضوعات بهتر و نظرات تکمیلی‌تری هم دارند که ارائه بدهند و همۀ این‌ها نشان از حس مثبت و نوستالژیک ما به شهر خودمان است. همۀ افرادی که این‌جاهستند دوست دارند در این زمینه‌ها گامی بردارند. مجمع خویی‌ها از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع خویی‌ها و مجلۀ خوی‌نگار و همایش‌هایی که برگزار می‌کند، دنبال ایجاد همدلی میان همشهریان است و استفاده از این ظرفیت‌ها برای پیشرفت خوی بسیار قابل تقدیر و تأثیرگذار خواهد بود. ما می‌توانیم سرمایههای خوی را در داخل خوی تجهیز کنیم به شرط این که فارغ از انگیزه‌های سیاسی بتوانیم این‌ها را شکل بدهیم مثلاً در استان‌های مختلف مثل آذربایجان و کرمان و فارس شرکت‌های منطقه‌ای ایجاد شد که عملکرد مطلوبی نداشتند و من از نزدیک شاهد بودم که در حال حاضر بازدهی مطلوبی ندارند چرا که نگاهشان سیاسی بود. این شرکت‌ها با روی کار آمدن یک طیف حاکم سیاسی شکل می‌گیرند و با قدرت گرفتن طیف سیاسی رقیب، کل مجموعه تعطیل می‌شود و قالب جدیدی شکل می‌گیرد. تضمینی نیست که همین مجموعۀ جدیدالتأسیس نیز به سرنوشت مجموعه‌های پیشین دچار نشود. ما باید با چنین رویکردی مرزبندی داشته باشیم. اقتصاد باید منتزع از خط‌کشی‌ها و جناح‌بندی‌های سیاسی راه خودش را باید برود. باید متوجه باشیم که اقتصاد اگر راه خودش را رفت گام‌های توسعه‌ای آرام‌آرام پیموده می‌شود. موانع سیاسی، دخالت‌هایسیاسی و رواج شعار «یا با ما یا علیه ما» که زاییدۀ تفکر سیاسی است، مانع شکل‌گیری فضای مطلوب اقتصادی خواهد شد. اگر اقتصاد راه خودش را برود مردم خودشان عاقلانه‌تر و آگاه‌تر و با‌ نگاه خوب و خردمندانه‌ای سرمایه‌های خود را مدیریت می‌کنند و ما فقط باید در همین حد راهنمایی‌شان کنیم که اگر طرحی سودآور نیست ورود پیدا نکنند.

سایت مجمع خویی‌ها: آیا باید بار همۀ مسئولیت‌ها را به دوش نهادهای دولتی انداخت؟ پس تکلیف نهادهای میانجی دولت و مردم چه می‌شود و جایگاه آن‌ها چیست؟

احمدزاد: به نظر من لزومی ندارد که دولت دخالت کند. حرف ما این است که دولت‌ها وظیفۀ ذاتی‌شان را انجام بدهند؛ همین که مانع‌تراشی نکنند برای ما اهمیت دارد، همین که در یک افق مثلاً 5 ساله، 10 ساله، 20 ساله مطابق با برنامه‌های اقتصادی کشور مثل برنامۀ توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و سند چشم‌انداز ایران با احکام بودجه‌ای، برنامه‌ریزی مقبولی انجام دهند کافی است و سرمایه‌گذار واقعی نیاز به حمایت هیچ سیاستمداری نخواهد داشت. کسانی که چشمشان به دست نهادهای دولتی است، احتمالاً بالأخره دنبال رانتی، چیزی هستند و دنبال فضای سالم و شفاف سرمایه‌گذاری قطعاً نبوده‌اند. سازمان‌های میانجی مانند سازمان‌های مردم‌نهاد هم باید در مواقع لازم به‌منظور جهت دهی به نحوۀ حمایت‌های دولتی وارد عرصه شوند. بنابراین حمایت‌های دولتی باید به صورت ساختاری باشد نه به‌صورت سلیقه‌ای و فردی.

محمدعلی احمدزاد اصل

سایت مجمع خویی‌ها: رسانه‌ها چه نقشی می‌توانند در زمینۀ شناسایی وضع موجود و تلاش برای نیل به وضع مطلوب ایفا کنند؟

احمدزاد: خوب طبیعتاً رسانه، رسانه است و کارش ذاتاً این است که انتقال مطلب کند و بتواند سطح آگاهی عمومی را بالا ببرد. رسانه باید بدون این که اسیر جریانات سیاسی بشود، بدون هیچ گونه زاویه‌ای از حوزۀ اقتصادی بتواند نیازهای شهرمان را به سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف دائماً گوشزد کند و سرمایه‌گذاران را ترغیب کند که ورود به عرصه‌های اقتصادی مانند حوزه‌های بازرگانی، گردشگری، حمل و نقل، کشاورزی و مانند آن را پیگیری کنند. رسانه باید بتواند فارغ از هرگونه گرایش سیاسی، حزبی، طیفی و جناحی به امر فرهنگ‌سازی بپردازد؛ تصویری از آیندۀ یک شهر توسعه‌یافته را ترسیم کند و آن را پیش روی مخاطبان بگذارد. رسانه باید نشان دهد که یک شهر چگونه آباد می‌شود. در این میان سرمایه‌گذار نیز جزء لاینفکّ و محور توسعه خواهد بود. بدون سرمایه‌گذار، بدون ایجاد ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری مولّد ما هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. ما باید بدانیم ظرفیت‌هامان چیست؟ تحقیق و مطالعه کنیم و این‌ها را ارائه بدهیم و سرمایه‌گذار را ترغیب کنیم و در او انگیزۀ لازم را ایجاد کنیم و همین طور فضای لازم را نیز برایش فراهم سازیم. آن وقت است که جوان‌های ما راحت‌تر می‌توانند ورود پیدا کنند؛ فقط این کانال از حیث اقتصادی بایستی کاملاً آزاد باشد. می‌دانید که ما جزء اقتصادهای بستۀ دنیا هستیم. اگرتوقع داشته باشیم که به همین زودی‌ها این اتفاق در شهرمان بیفتد، توقع واقع‌بینانه‌ای نیست. بایستی در کل کشور این نگاه بسته را از خودمان دور کنیم و آزادانه فکر کنیم و آزادانه عمل کنیم.

سایت مجمع خویی‌ها: راه‌اندازی پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع خویی‌ها دقیقاً نقطۀ تلاقی همین دو موضوع است؛ از یک سو رسانه‌ها و از دیگر سو سازمان‌های مردم‌نهاد. چگونه می‌توان از پتانسیل سازمان‌های مردم نهاد محلی و رسانههای بومی مانند همین سایت مجمع خوییها برای شناسایی و مدیریت فرصتهای سرمایه‌گذاری استفاده کرد؟

احمدزاد: خوب این سایت یک سایت اطلاع‌رسانی است، یک رسانه است و می‌خواهد مردم را جذب خودش بکند، ولی اساس شکل‌گیریِ آن، اگر نگوییم ناسیونالیستی، دستکم یک حس نوگرایانه است که آرام آرام به سمت ارزش‌ها حرکت کرده است. یعنی به دور از هر گونه وابستگی و منافع شخصی، جناحی و حزبی توانسته خودش را به سمت ارزش‌ها سوق بدهد و این نکتۀ مثبتی است که در نگاه بنیانگذاران مجمع و دست‌اندرکاران سایت مجمع خویی‌ها وجود دارد. این افراد دنبال این نبودند که از این نمد برای خودشان پوستینی درست کنند بلکه خواستشان این بود که بتوانند از این فضا برای ارتباطات بیش‌تر همشهریان فارغ از هر نوع گرایش سیاسی و فارغ ازتحصیلات و موقعیت‌های شغلی‌شان بهره جویند و بتوانند همشهریان را به عنوان مخاطب اصلی داشته باشند. این نگاه اول بود و حالا نگاه دوم این که یک ارتباط دو طرفه‌ای شکل بگیرد. ما یکی از بحث‌هایی که در ارتباط با سایت داشتیم بود که در آینده یک شبکۀ اجتماعی بشود و ما از این فضای مجازی برای ارتباط بیش‌تر همشهریان بهرمند شویم و قطعاً این امر حساسیت‌ها و دغدعه‌های همشهریان را نسبت به شهرشان برخواهد انگیخت و توجهشان به توسعه، فرهنگ، اجتماع ،اقتصاد و وضعیت اشتغالشان بیش‌تر خواهد شد. طبیعتاً اگر این شبکۀ اجتماعی شکل بگیرد خصوصاً اگر بتواند سلامتخود را حفظ کند من یقین دارم که فضای ارزشی بر آن حاکم خواهد بود. ما می‌توانیم در گروه‌های تخصصی قشرهای مختلف را جمع کنیم: مثلاً طیف فرهنگیان، قشر اقتصاددانان، پزشکان، روحانیون، قشر فضلا و اندیشمندان، بازاری‌ها و غیره. من فکر می‌کنم این‌ها در آینده در فضای خود سایت و حتی در فضای مجازی شکل خواهد گرفت و چون نیّت خیر است از نظر من بهتر هم خواهد شد و گروه‌ها، گروه‌های جذابی خواهند شد در جذب یکدیگر. وقتی این‌ها شکل گرفت در واقع همدلی قوت می‌گیرد، همشهریان در غم و شادی یکدیگر، خودشان را شریک می‌دانند و در موفقیت و عدم موفقیت خودشان را سهیم می‌دانند و در فلاکت و بدبختی و یا توسعه یابهبود وضع معیشتی همدیگر، خودشان را مسئول می‌دانند. این‌ها در آینده در فضای مجازی ما شکل خواهند گرفت. به نظر من این نکته، نکتۀ خوبی است برای ارتباط و ارائۀ توانمندی‌ها، برقراری ارتباطات و تشکیل گروه‌های تخصصی حرفه‌ای بین مخاطبین ما. به نظر من این موضوع بخش اعظم اهداف ایجادکنندگان مجمع و در نهایت راه‌اندازان سایت را محقّق خواهد کرد و اسباب رضایت خاطر مخاطبین را نیز فراهم خواهد آورد. ما خیلی دوست داریم با گروه‌هایی که در گذشته با آن‌ها حشر و نشری داشتیم بعد از سال‌ها ارتباطی برقرار کنیم. این در روح و روان ما و برانگیختن حس همشهری‌گری ما مؤثر خواهد بود. نمی‌خواهم بگویم ناسیونالیستی چون ممکن است منشأ سوء تعبیر باشد. منتها حس ناسیونالیستی حس بدی نیست، حس دوست داشتن و علاقه داشتن و به قول معروف ما که نمی‌خواهیم با کسی تقابل و موضع‌گیری و جنگ کنیم. ما دوست داریم که ابراز علاقه کنیم و ابراز محبت کنیم و همین فضا در آن‌جا شکل بگیرد.

سایت مجمع خویی‌ها: شما به عنوان یکی از اعضای شورای سیاست‌گذاری سایت مجمع خویی‌ها، چه پیشنهادی برای رویکرد اثرگذارتر این رسانه در برقراری ارتباط میان سرمایه‌گذاران و متقاضیان جذب سرمایه دارید؟

احمدزاد: زمانی که گروه‌های تخصصی شکل بگیرد خود این‌ها به‌صورت ناخودآگاه به هم وصل می‌شوند و حوزه‌های مختلفی وارد کار می‌شوند و یک سری بحث‌های اقتصادی را در نظر می‌گیرند و یک سری بحث‌های عام‌المنفعه را نیز در نظر خواهند گرفت که هر دوی این‌ها خوب است. حتی بحث‌های عام‌المنفعه نگاه توسعه‌ای دارند و نگاه خیریه‌ایِ آن‌ها این گونه است که علاوه بر این‌که به‌اصطلاح ماهی بدهند، ماهی‌گیری را نیز می‌آموزند. خوب این نگاه، نگاه خوبی است که ما اگر این فضا را ایجاد کنیم در واقع همشهریان ما در گروه‌های تخصصی با هم در ارتباط قرار می‌گیرند و در نهایت برآیند این‌ها در کل باعث شکل‌گیرییک سری تشکل‌ها می‌شود که آن هم در کل باعث شکل‌گیری مسیری است که طی آن بایستی یک فرد یا یک گروه یا تشکّل پیش بیفتد و بتواند این افکار بالقوه را بالفعل کند؛ خصوصاً اگر این محورها، محورهای اقتصادی باشند. اتفاقاً من یک نکته‌ای بگویم که در زمان تشکیل مجمع خویی‌ها، خیلی‌ها تلقی و استنباط سیاسی از آن داشتند مصداق این شعر که «هرکسی از ظن خود شد یار من» از اول می‌گفتند که این افراد دنبال این هستند که برای خودشان نماینده‌ای چیزی تعیین کنند. در حالی که دیدند اصلاً چنین چیزی نیست و این را زمان بعد از 7 سال نشان داد که حریم مجازی از حوزه‌های سیاسی به نحو مناسبی حفظ شده است نه این که زاویه پیدا کرده است اتفاقاً در تعامل و در کمال حفظ احترام و حرمت‌ها و جایگاه‌ها توانسته‌اند از فضای سیاسی به دور باشند. اعضای مجمع خویی‌ها بیش‌تر طیف‌های غیر سیاسی هستند این نکتۀ خوبی است و نشان می‌دهد اگر هدایتگری بتواند شکل بگیرد باید دور از نگاه‌های سیاسی باشد.

محمدعلی احمدزاد اصل

 

سایت مجمع خویی‌ها: یکی از ارکان مردمی در عرصۀ توسعه و پیشرفت بومی، کمک به امور خیریه است. با توجه به تأکید خاصی که برای سازمان‌های مردم نهاد قائلید، نقش موسسه‌های خیریه را در رشد منطقه چقدر حیاتی می‌دانید؟ آیا خودتان در این زمینه فعالت مستقیم یا غیر مستقیمی داشته‌اید؟

احمدزاد: به نظر من نگاه‌ها در ارتباط با نهادهای خیریه بر اساس نیاز است؛ مثلاً میزان نیاز در حوزه‌هایی چون حمایت از کودکان کار یا ایجاد پرورشگاه، یا ایجاد کانون حمایت از زنان یا بحث مدرسه‌سازی اهمیت دارد که همین مورد آخر در خوی بسیار جا افتاده است و اخیراً هم شنیده‌ام که در داخل شهر دیگر فضا برای ساخت مدرسه وجود ندارد. این اخبار خوبی است و نشان می‌دهد که همشهریان ما چقدر علاقمند هستند. تا کنون سرمایه‌گذاری‌های خوبی در این زمینه به عمل آمده است که این می‌تواند در حوزۀ سلامت هم شکل بگیرد و قطعاً انشالله پیش‌بینی می‌کنم که خوی این‌طوری است که وقتی فردی کاری را شروع کند بقیه ادامه می‌دهند. تا جایی که اطلاع دارم درمانگاه‌های خیریه الحمدللهایجاد شده و فکر کنم که انشالله این مسئله باعث ساخت درمانگاه‌های خیریه در خوی بشود. باید این ترغیب و تشویق را در خیرین ایجاد کنند که در این موضوع ورود کنند. من مطمئن هستم که این موضوع شکل و شمایل خوبی به خود خواهد گرفت. نیکوکاری در حوزۀ بهداشت و سلامت یک باقیات الصالحات است که هم دنیا دارد و هم آخرت. من خودم خیلی علاقمندم بتوانم در این حوزه گامی بردارم و متأسفانه هنوز تا به حال نتوانسته‌ام اقدامی کنم. ولی یک نقطۀ کوچک ما احداث آن مدرسه بود که ما نیت کردیم در سال 86 شروع کردیم و چند سال هم طول کشید و من خوشحال می‌شوم که می‌بینم در شهر خوی چه قبل و چه بعد از مامدارسی ساخته شده است و در حال حاضر تقاضا آن‌قدر زیاد است که آدم به حال این خیّرین غبطه می‌خورد. من امیدوارم که در حوزۀ سلامت هم ورود شود ما برای کودکان سرطانی کانون نداریم. درست است که در استان آذربایجان‌غربی ما این کانون را داریم ولی در شهر خودمان چنین کانونی را نداریم و این‌ها قالب‌های کوچکی نیستند. مدرسه قالب کوچکش ایراد ندارد ولی درمانگاه در واقع سربارشان زیاد می‌شود یعنی نمی‌توان بیمارستان‌های مجهز و متمرکزی را در مایه‌های خیرین نیکوکار فردی ایجاد کرد. این هم می‌تواند خوب باشد و هم می‌تواند بخشی از نیازهای شهرمان را در این حوزه مرتفع کند؛ بدون این‌که دست درازی شود به بودجه دولت. البته این وظیفۀ دولت است، ولی وقتی دولت نمی‌تواند مردم بایستی همت کنند. من هم می‌دانم که دولت وظیفه دارد بیمارستان بسازد و تأمین رفاه و درمان مردم را به عهده بگیرد و باید مدرسه بسازد ولی حالا اگر نمی‌سازد ما نباید کاری بکنیم؟ اگر شهری درمانگاه به حد کافی ندارد یعنی دولت وظیفه‌اش را به خوبی انجام نداده است، خب در این شرایط وظیفۀ مردم چیست و مردم کجای کار قراردارند؟ اما در کل این نگاه که ما همه چیز را وظیفۀ دولت بدانیم تلقی بازدارنده‌ای است و آدم‌هارا از کارهای روزمره‌شان باز می‌دارد. مگر نه این که ما به عنوان یک مسلمان باید اهتمام به امور مسلمین داشته باشیم؟ خوب وقتی دولت کاری نمی‌کند شما که نمی‌توانید وظیفه را از خودت ساقط کنی.

سایت مجمع خویی‌ها: صحبت از خیرین مدرسه‌سازخویی به میان آمد. آقای احمدزاد! شما در سال‌های میانی دهۀ 1380 اقدام به ساخت مدرسه در سطح شهر خوی کردید. طبق آمار در آن سال‌ها فضا برای ورود به چنین عرصه‌ای مهیا بود و با توجه به ظرفیت‌های موجود و خیرین داوطلب، این کار با موانع خاصی مواجه نبود. اما طبق شنیده‌ها، همان‌گونه که شما نیز در صحبت‌های خود اشاره کردید، در سال‌های اخیر با پدیده‌ای به نام «مازاد خیرین مدرسه‌ساز در سطح شهرستان خوی» مواجهیم. ظاهراً ظرفیت‌های فضای شهری موجود پاسخگوی تقاضای فزایندۀ خیرین برای ساخت مدرسه در فضاهای شهری نیست. شما چه ساز و کاری را برای مدیریت این تقاضای مازاد پیشنهاد می‌دهید؟ بی تردید فضاهای روستایی اطراف شهرستان خوی نیاز بیش‌تری به احداث مدرسه و سایر امور عام‌المنفعه دارند.

احمدزاد: به نظر من ما باید فرهنگ‌سازی کنیم و کار دیگری نمی‌توانیم انجام بدهیم. چون ما که نمی‌توانیم کسی را مجبور کنیم وقتی می‌خواهد در شهر مدرسه بسازد بگوییم باید در روستا بسازی. ما فقط می‌توانیم ذهنش را آماده کنیم که ساختن مدرسه در روستا مثل احداث مدرسه در شهر است و نباید برایش فرق کند. این فرد  اولاً که کار خیر می‌خواهد بکند خدایی نکرده من نمی‌توانم چنین تصوری داشته باشم یکی می‌گوید دنبال شهرت است و دنبال اسم در کردن است، خوب بکند کار خیر انجام می‌دهد و ما هرگز  ما نباید جلویش را بگیریم. ما باید هدایت کنیم که آقا اگر اسمت مثلاً در مرکز شهر نباشد و در کوچۀ پشتی باشد ایراد ندارد. یا این که در یک روستای خیرآباد هم باشد ایراد ندارد. شما می‌توانید چندین نفر را در این مدرسه از لحاظ آموزشی سامان بدهید ایراد ندارد شاید ثوابش بیش‌تر هم باشد. ما باید دنبال فرهنگ‌سازی باشیم. این خیرین مثل سرمایه‌گذاران هستند منتهی در حوزۀ نیکوکاری و این‌ها برای آخرتشان دارند تلاش می‌کنند یا شاید هم بخشی نگاه دنیایی دارند خوب چه ایرادی دارد؟ شاید هم می‌خواهد در این مورد فرهنگ‌سازی کند چون ما داشتیم کسانی که مدرسه ساختند اما نه به اسم خودشان که بلکه به اسم ائمه ساختند. مهم نفس عمل و نیت است همین که نیتش خالص باشد کافی است. همین که می‌آید و پولش را در راه منافع اجتماعی مردم برای نیات خیرخواهانه‌اش و ایفای مسئولیت اجتماعی خرج می‌کند ما بایستی برایش ارزش قائل شویم. تشکل‌ها باید به نوبۀ خودشان این‌ تقاضاها را هدایت کنند که به نظر من فرهنگ خوبی است. مجمع خیرین مدرسه‌ساز خوی الگوی شایسته‌ای برای این منظور ارائه داده و همشهریان را به ساخت مدرسه ترغیب و تشویق کرده است و به عنوان یک تشکل و نهاد مردمی نقش مؤثری ایفا نموده است که فعالیت‌های این مجموعه در سایر حوزه‌های خیرخواهانه نیز می‌تواند راهگشا باشد. در سال‌های اخیر استقبال کم‌نظیری به عمل آمده به طوری که اخبار مثبتی از فراگیر بودن موضوع ساخت مدارس خیرساز به گوش می‌رسد. این فرهنگ بایستی نهادینه شده و توسعه یابد و در صورت تکمیل و اشباع تقاضاها در این حوزه، یعنی در صورتی که در شهرمان برای احداث مدرسه فضا وجود نداشته باشد، تقاضاها بایستی به سمت حوزه‌های خیرخواهانۀ دیگری چون حوزۀ سلامت جهت‌دهی شوند. پیش‌بینی من این است که انجام می‌شود. اتفاقاً احداث درمانگاه خیریه ثوابش کم‌تر از احداث مدرسه نیست. رسانه‌ها هم مأموریت فرهنگ‌سازی دارند. در خوی متأسفانه فضای رسانه‌ای چندان مطلوب نیست. بیش‌تر شایعه و نقدهای غیر منصفانه و به‌ویژه اخبار سیاسی و حاشیه‌ای، متون غالب این رسانه‌ها هستند. انتظارمان از رسانه‌ها، سایت‌ها و روزنامه‌ها و مجلات خوی این است که به جای این‌که این‌قدر به دعواهای سیاسی بی‌سرانجام بپردازند همین موارد را ترویج کنند. چه عیب دارد فلانی مثلاً 100 هزار تومان دارد که همه دارایی‌اش است و می‌خواهد این مبلغ را در حوزۀ سلامت خرج کند؟ چه ایرادی دارد ما می‌توانیم صندوق‌هایی را برای این‌ها در نظر بگیریم و پول‌هایشان را در آن جمع کنیم. ما بایستی با آغوش گرم پذیرای این افراد باشیم و سرمایۀ آنان را جمع‌آوری کنیم و به کار بگیریم. تمام این موارد نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. باید مسیر را برای این‌ها هموار کرد و اینان را در آن مسیر هدایت کرد. ما باید به این تقاضاها در امور خیریه جهت بدهیم نه این‌که در مقابلشان موضع‌گیری کنیم و به باد انتقاد بگیریم. فضای رسانه‌ای ما فضای نقد غیر منصفانه است و این فضا متأسفانه مخاطب بسیار و جذّابیت بالا دارد و من از گرداندگان سایت مجمع خویی‌ها استدعا می‌کنم که هیچ وقت وارد این فضا نشوند. ما فعلاً بایستی از نقدها فاصله بگیریم و فقط باید توجه‌مان به آگاهی‌بخشی باشد.

محمدعلی احمدزاد اصل

 

سایت مجمع خویی‌ها: با تشکر از این که وقت ارزشمند خود را در اختیار ما قرار دادید و در این مصاحبۀ تقریباً دو ساعته با حوصلۀ تمام پاسخگوی سؤالات ما بودید. در پایان چه صحبتی برای مخاطبان سایت مجمع خویی‌های مقیم استان تهران دارید؟

احمدزاد: انشاالله ما شاهد باشیم که هر روز مخاطبین سایت بیش‌تر شوند و سایت بتواند در واقع نیاز اطلاع‌رسانیِ آن‌ها را خصوصاً در ارتباط با شهرمان، ظرفیت‌ها، اجتماع، فرهنگ، ارزش‌ها و خانواده‌هایمان به درستی انجام دهد و بتوانند دیدگاهمان را بیش‌تر برای مخاطبین سایت که عموماً همشهریان ما هستند انتقال بدهد. امیدواریم کیفیت و طریقۀ اطلاع‌رسانی در سایت مجمع خویی‌ها به گونه‌ای باشد که مخاطبین بیش‌تری ورود پیدا کنند. من امیدوارم که سایت در آینده به نوعی شبکۀ اجتماعی در فضای مجازی تبدیل شود تا بتوانیم بین همشهریانمان ارتباط برقرار کنیم و کسانی که سال‌هاست خبری از یکدیگر ندارند بتوانند به‌واسطۀ این شبکۀ اجتماعی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. ما خیلی علاقمندیم که بدانیم همشهریانمان کجا هستند تا شاهد موفقیت‌های این همشهریان باشیم و از نظراتشان بهره‌مند شویم و از مهر و علاقۀ خودمان آن‌ها را با خبر کنیم و از اظهار محبت‌های آنان نیز بهره‌مند شویم.

مصاحبه از: فرهاد قربان‌زاده، فاطمه رحیمی

بالا