مروری بر اشعار شاعر توانمند خوی استاد غلامرضا انزابی‌پور در نشست دیار آشنا-سخن آشنا

در ادامه سلسله نشست‌های دیار آشنا-سخن آشنا که به همت مجمع خویی‌های مقیم تهران برگزار می‌گردد جلسه روز چهارشنبه مورخ 27 بهمن‌ماه سالجاری این نشست به بررسی و مروری بر اشعار فارسی و ترکی آذری استاد غلامرضا انزابی‌پور خوئی اختصاص یافت.

در آغاز جلسه محمدعلی انصاریان مدیر عامل مجمع خویی‌های مقیم استان تهران، از پیشینة آشنایی شصت ساله خود با استاد انزابی سخن گفت و اینکه این شاعر توانا با اغلب شعرای معاصر خود با زبان شعر در ارتباط بوده و طنز خاصی در این اشعار وجود دارد که گاهی بصورت هجو نمایان می‌شود. وی افزود استاد انزابی‌پور علاوه بر طبع شعر خطی شیوا و نثری فاخر هم دارند. اشعار انزابی‌پور مملو از تحلیل مسائل اجتماعی و قدردانی از خیرین و نیکان طبقات اجتماعی است و طنز و نقد از کسانی است که با ریب و ریا در جامعه حضور داشتند. در مجموعه بر بال اندیشه استاد انزابی‌پور به اشعاری بر می‌خوریم که با شعرای هم عصر و نامداری مکاتبات شعری داشته و با ظرافت تمام از لغات ترکی استفاده نموده است. چنانکه مشهود است آقای انزاب به استاد محمد آغاسی (دانش) احترام خاصی قائل بوده و شعر معروفی در وصف ایشان به این شرح سروده‌اند.

           لفظ عرفاندی سراسر دئدیگین                   «شهریارین» آلورام سندن ایگین

           تا که وار یا اولاجاق درس و کلاس          سنه تعظیم، سنه آلقیش، سنه پاس

در این جلسه که تعدادی از کارکنان قدردان گروه صنعتی بهشهر و شرکت کاله حضور داشتند آقای مهرعلیزاده از فضلای خویی شاغل در دائره المعارف بزرگ اسلامی که نگارنده مدخل خوی در این اثر برجسته است، عاشق بودن علاوه بر شاعر بودن را از ویژگیهای استاد انزاب برشمرد و وجود نشانه‌های عرفانی در اشعار ایشان را نشأت گرفته از موانست وی با بزرگان و استادان دانست.

آقای دکتر اصلانی در سخنانی از سرزندگی و پرشوری استاد انزاب سخن گفت و سرهنگ بازنشسته جوادی هم در بیاناتی رسا به قرائت اشعاری از استاد انزاب پرداخت.

استاد سیدمحمدحسن ناصحی که جلسه گذشته به رونمایی از اثر وی با نام زلزله بولاغی اختصاص داشت به سرودن شعری در جهت تکریم مقام استاد انزاب پرداخت.

رفتم ز کوی یار ببینم چه می‌شود

حال دل نزار ببینم چه می‌شود

عمری به شهر عشق غریبی کشیده‌ام

چندی در این دیار ببینم چه می‌شود

افتاده کار این دل درمانده با رقیب

زین نابکار کار ببینم چه می‌شود

ساقی فدای چشم تو ما را خمار کشت

برخیز و می بیار ببینم چه می‌شود

با ناله کار عشق به سامان نمی‌رسد

ای دیده خون ببار ببینم چه می‌شود

یاران طریق عاقبت و ما طریق عشق

کردیم اختیار ببینم چه می‌شود

عشق و خرد به جان هم افتاده‌اند سخت

پایان کارزار ببینم چه می‌شود

واعظ نکن ملامت «ناصح» برای عشق

او را به خود گذار ببینم چه می‌شود

پس از سرودن اشعار گفته شده استاد ناصحی با قدردانی از همت و سعه‌صدر مجمع خویی‌ها در برگزاری این نشست‌ها، خواستار تداوم این همنشینی‌ها شد و طنازی اشعار استاد انزاب ناشی از نکته‌دانی و هوشیاری بالای ایشان دانست.

استاد غلامرضا انزابی‌پور متخلص به «انزاب» از حضور مهمانان حاضر در مراسم سپاسگزاری کرد و مضامین سرشاز از عشق در اشعار خود را مغز سروده‌های خود دانست و تشویق استادان و شعرای فاضلی همچون کریمی مراغه‌ای در تدوین مجموعه اشعار بر بال اندیشه پراهمیت و تأثیرگذار برشمرد. استاد انزاب خویی در خاتمه سخنان خود و به منظور قدردانی از بانیان مراسم و حضار غزلی به نام خدا- سرود.

خدا

در زمان تیره‌بختی‌ها که دست، راهکار چاره از هر جا گسست

طالع برگشته، درهای گریز بر رخت از شش جهت با قهر بست

از بد ایام گشتی دردمند، محنت و آلام بر جانت نشست

در مُحاق افتاد مهتاب امید یا رهایی کشتی‌اش درهم شکست

آخرین تدبیر شد پوچ و تباه، دوستانت هم ز یاری شد دست

بسته شد راه نجات از هر طرف، از یسار و از یمین، بالا و پَست

این زمان گر ناله‌ای از قعر دل، بر کشی از سینه، کان سان درخور است

ناگهان دستی برون آید ز غیب، در زمان بینی که مشکل‌ها شکست

دانی «انزاب» این یل قدرت که راست؟

بیگمان هست، قادر رحمان خداست

مراسم با عرضه کتاب بر بال اندیشه به حضار و عکس دستجمعی با استاد انزاب به پایان رسید.

استاد غلامرضا انزابی‌پور متخلص به «انزاب» در سال 1311 در شهر خوی بدنیا آمد و از سال 1332 به سرودن شعر پرداخت و در سال 1334 در تهران ساکن گردید. وی به هر دو زبان فارسی و ترکی آذری شعر سروده و علاوه بر مشغله اداری، خود را به هنر و فضل خوشنویسی آراسته است. کتاب ارزشمند «بر بال اندیشه» در 480 صفحه در پاییز سال 1384 توسط انتشارات پیری بزیور طبع آراسته گردیده است. سلسله نشست‌های دیار آشنا-سخن آشنا تا اطلاع بعدی در خیابان مطهری، خیابان لارستان، کوچه افتخاری‌نیا، پلاک 18 برگزار می‌گردد.

بالا