حکایت عالمی که نخستین بانک اسلامی خوی را تأسیس کرد

تأسیس نخستین بانک اسلامی در خوی با کمک بازاریان مومن و متدیّن و همچنین رسیدگی قاعده مند و مستمر به ایتام و مستمندان این شهر، از جمله آثار و خدمات مرحوم آیت الله مرقاتی بوده است.

به گزارش سرویس خبر سایت مجمع خویی‌ها به نقل از خبرگزاری فارس – محی الدین عامل: سال 1309 هجری شمسی و در بیت آیت‌الله میرهاشم مجتهد خوئی، نوزادی پای به عرصه وجود گذاشت که سید جعفر نام گرفت.

نسبت این خاندان به امام موسی بن جعفر (ع) می‌رسید و البته مادر سید جعفر هم از سادات موسوی بود.

در آن زمان هم مکتبخانه‌های قدیم و هم مدارس جدید فعالیت داشتند که سید جعفر به صلاحدید پدرش، به مکتبخانه رفت.

او بعدها درباره آن روزگاران چنین نوشته است: "ابوی مرحوم به خاطر نظر خاصی که در مورد مدارس جدیده داشت، حاضر نبود فرزندانش در آن مراکز حضور پیدا کنند و آن را مُحرَّم شرعی می‌دانست و ما ناگزیر بودیم از مکتبخانه‌های قدیم استفاده کنیم.

در آن مکتبخانه، بچه‌ها در اطراف حجره چهارزانو می‌نشستند و برخی که متمکّن بودند، زیراندازی از پوست گوسفند برای خود داشتند که روی آن می‌نشستند؛ البته این پوست، مایه حسرت کودکانی می‌شد که توان تهیه آن را نداشتند و من هم یکی از آنان بودم ... ."

او پس از آنکه تحصیلات ابتدایی را در مکتبخانه سپری کرد، دروس حوزوی را زیر نظر پدر فرزانه‌اش و در مدرسه علوم دینی نمازی خوی آغاز کرد و به درس عالمانی مانند حاج آخوند ملأ غلامعلی خادم حسینی، حاج شیخ حبیب فیّاضی و حاج شیخ علی مجتهدی شتافت.

در آن روزگاران، تسلط فرقه دموکرات بر تمامی منطقه آذربایجان، سبب از رونق افتادن حوزه‌های علمیه بود و این امر، مهاجرت طلاب را در پی داشت؛ این بود که سید جعفر هم، مهاجرت به حوزه علمیه قم را در برنامه خود قرار داد.

او در قم و پس از ناامیدی از یافتن حجره در مدرسه فیضیه و مدرسه دارالشفاء، به مدرسه رضویّه رفت؛ در آنجا مستقر شد و از درس بزرگانی مانند آیات میرزا محمد مجاهدی تبریزی، روح الله کمالوند خرم آبادی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید محمدباقر سلطانی طباطبایی، علامه سید محمدحسین طباطبایی، سید محمدحسن طباطبایی، سید حسین طباطبایی بروجردی، سید محمد حجت کوه کمره ای، سید محمد محقق داماد و البته درس حضرت امام خمینی بهره مند شد؛ درس‌هایی که هر یک در گوشه ای از شهر برگزار می‌شدند.

در این درس‌ها، او با افرادی مانند شیخ جعفر سبحانی – که اکنون از مراجع معظم تقلید در قم است ، همدرس و البته هم بحث بود.

در ایام اقامت وی در قم و البته در روزهای تعطیلی حوزه‌ها، وی گاهی به دعوت بازاریان خوی به زادگاهش می‌رفت و به تبلیغ و ارشاد مردم می‌پرداخت. او در همان ایام هم، منبرهای معروف و خطبه‌های آتشینی داشت که مردم زادگاهش را جذب می‌کرد.

پس از اقامتی طولانی در قم، سید جعفر تصمیم گرفت تا به نجف برود و در آن دیار هم، چیزهای بیشتری از علوم آل محمد (ص) بیاموزد.

او در سفری به نجف از آیت الله خویی خواسته بود کتابخانه ای در خوی به نام ایشان ساخته شود و ایشان به آیت الله مرقاتی و آقای حاج مهدی اخروی وکالت می‌دهد زمینی در نزدیکی مدرسه نمازی تهیه و کتابخانه ای ساخته شود و ۳۰۰ هزار تومان هم به صورت علی الحساب در اختیار وکلا قرار دادند ولی متاسفانه در برابر این کار خیر سنگ اندازی می‌شود و ساخته شدن این کتابخانه معلق می‌ماند. مرحوم آیت الله مرقاتی مبلغ مذکور را بعد از تاسیس بانک اسلامی با اجازه آیت الله خویی در آن بانک به صورت سپرده نگهداری کرد و با آن مبلغ گره افراد نیازمند فراوانی مرتفع گردید.

او در نجف اشرف، در درس آیات سید محسن حکیم، میرزا عبدالهادی شیرازی و سید ابوالقاسم خوئی حاضر شد و پس از چندی، اجازاتی از آیت‌الله میرزا عبدالهادی شیرازی و همچنین آیت‌الله خوئی گرفت.

اقامت در نجف به پنج سال رسیده بود که آیت‌الله سید جعفر مرقاتی خوئی به دستور استادش، آیت‌الله خوئی، به زادگاهش بازگشت تا به تدریس، تبلیغ و اقامه جماعت بپردازد.

او در شهر خود، به اقامه جماعت در مسجد شیخ مشغول شد و البته وعظ و سخنرانی هم داشت.

وی بر این باور بود که باید شیوه تبلیغ علمای اسلام از حالت سنتی خارج و با هر گروهی متناسب با نیازهای خود برخورد شود؛ بر این اساس، او برخی از مهم‌ترین سخنرانی‌های خود را به جوان‌ها اختصاص داده بود و در ماه مبارک رمضان هم یکی از مجالس وعظ، مخصوص جوانان برگزار می‌شد.

در عین حال، یکی دیگر از ابتکارات آیت‌الله مرقاتی این بود که شیوه کمک به ایتام و نیازمندان را سازماندهی کرد که تا آن زمان چنین روشی در خوی متداول نبود. او گروهی از بازاریان و روحانیان را مأمور رسیدگی نامحسوس به وضع زندگی انسان‌های بی بضاعت کرد و از سوی دیگر، تمام کمک‌های مردمی را در نزد دو نفر از بازاریان معتمد متمرکز کرده بود تا خانواده‌های نیازمند، با معرفی گروه تحقیق، زیر پوشش قرار گیرند؛ کمک‌هایی که تا زمان بزرگ شدن فرزندان خانواده‌های زیر پوشش و عادی شدن وضع معیشتی آنان استمرار داشت.

و اما تدریس و تأسیس کتابخانه عمومی، بخش دیگری از اقدامات آیت‌الله مرقاتی در زادگاهش بود.

او همچنین به تبلیغ از اندیشه‌های انقلابی استادش، حضرت امام خمینی (ره) پرداخت و سخنرانی‌های افشاگرانه ای ایراد می‌کرد.

آیت‌الله مرقاتی چندی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به تهران آمد و تدریس را در منزل خود و با حضور دانشجویان و طلاب استمرار بخشید.

او در عین حال تحقیق و پژوهش و تألیف را هم در زندگی خود گنجانده بود که حاصل آن، کتاب‌های متعدد است.

« شرح الاسماء الحُسنی الإلهیّه » در 15 جلد را باید مهم‌ترین اثر آیت‌الله سید جعفر مرقاتی خوئی دانست؛ اثری که مورد تأثیر شیوه تفسیری استادش، آیت‌الله علامه طباطبایی نگاشته شده است.

تقریرات دروس حضرت امام ( با عنوان الأمر بَینَ الأمرَین) و همچنین آیات محقق داماد (با عنوان الاصول العملیّه)، حجت کوه کمره ای و خوئی، بخش دیگری از تألیفات این عالم وارسته است.

و اما برخی دیگر از تألیفات وی چنین نام دارند:

أبحاث حول الأحادیث المُنتهی سندها إلی أمیرالمومنین (ع) فی صحیح البخاری؛ ( با این توضیح که صحیح بخاری، یکی از مهم‌ترین منابع روایی و تفسیری اهل سنت است)

خصائص النبیّ الأکرم (ص)؛

شرح حال و تحلیل زندگی آیت‌الله میرهاشم مجتهد خوئی (پدرش) در کنار برخی دیگر از علما و مراجع خوی، مرند و تبریز.

این عالم پرهیزکار سرانجام در یکی از روزهای پایانی اردیبهشت ماه سال 1384 در کتابخانه شخصی‌اش در تهران و در حالی که مشغول پاسخگویی مسئله شرعی به یکی از مراجعان بود، به دیار باقی شتافت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

پس از آن بود که پیکرش را به قم منتقل کردند تا پس از تشییع از مسجد امام حسن عسکری (ع) به سوی آستان مقدس فاطمی (س) و همچنین اقامه نماز توسط رفیق دیرینش، آیت‌الله حاج میرزا خلیل قبله ای خوئی، برای خاکسپاری به قبرستان ابوحسین منتقل شود.

لازم به ذکر است که بر سنگ مزار وی، عبارت "مفسّر و قرآن پژوه توانا" به چشم می‌خورد.

بالا