جشن بزرگ میلاد امام زمان(عج) به همت خویی‌های مقیم مرکز در حسینیه خویی ها برگزار شد.

در ابتدای این جشن ،بعد از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید، مجری برنامه با تبریک سالروز میلاد منجی عالم، امام انس و جان -حضرت مهدی (عج) ضمن خیر مقدم و خوش آمدگویی به همشهریان و مهمانان و با ابراز سپاس از حضورآنان به ارائه برنامه‌های تدارک دیده شده برای این جشن بزرگ پرداخت.

در این جشن استاد عدالت فر- مداح اهل بیت (ع) به مداحی در وصف امام عصر(عج) برای حضار پرداخت که با استقبال گرم حاضرین مواجه شد.

در ادامه این جشن دکتر سید حمید خویی، نوه آیت الله العظمی خویی، داروساز و مدرس نهج البلاغه با خیر مقدم به حضار و تبریک میلاد منجی عالم بشیریت حضرت ولی عصر (عج) از حضور خود در جمع همشهریان خوی ابراز خرسندی نمود.

ایشان سخنان خود را با بحث معرفت و شناخت خداوند شروع کرد و گفت:

اولین شرط بندگی خدا معرفت و شناخت خداوند است. آیا می‌شود خداوندی که نمی‌شناسیم بپرستیم، آیا می‌شود پیغمبری را که نمی‌شناسیم به او ایمان بیاوریم و لذا همه دین ما در گرو شناخت و معرفت است. یکی از دعای‌های که امام عصر (ع) به ما آموخته است که در دوران غیبت آن را بخوانیم این است که می‌فرماید خداوندا؛ خودت را به ما بشناسان که اگر من تو را نشناسم پیغمبر تو را هم نخواهم شناخت. خداوندا ؛پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را نشناسم حجت‌ات را هم نخواهم شناخت. خداوندا؛ امام زمان را هم به من بشناسان که اگر امام زمان را نشناسم دچار گمراهی و ضلالت در دین خواهم شد. از این رو آفت کج دینی هزاران بار بدتر از آفت بی دینی است. همچنین ایشان اشاره‌ای داشت به اینکه آدم بی‌دین به مراتب خیلی بهتر از آدم کج دین است. فلذا اگر همین آدم از امام زمان خود فاصله بگیرد ،می‌شود داعش. مسلمان هست ولی ای کاش نبود. وی گفت: شمشیری که سحرگاه نوزدهم ماه رمضان فرق علی بن ابیطالب (ع) را شکافت در دست انسان بی‌دین نبود، آدمی بود که از سجده‌های طولانی پیشانی و سرزانوهاش پینه بسته بود و او اسم خداوند را گفت و فرق علی(ع) را شکافت. و نیز 30 هزار نفری که روز عاشورا آمدند که آن فاجعه بی نظیر تاریخ بشر را رقم بزنند، هیچ کدام از آنها نگفتند که من بی‌دین‌ام، همه آنها نماز می‌خواندند و همه آنها بر جد امام حسین(ع) صلوات می فرستادند.

وی گفت: تعبیر امام سجاد (ع) را زیاد شنیده‌اید که فرمود: 30 هزار نفر آمدند کربلا برای کشتن امام حسین (ع) و همه آنها ادعای مسلمانی داشتند و آمده بودند که با ریختن خون حسین(ع) به خدا نزدیکتر شوند.

ایشان ادامه داد: این معرفت وقتی با حب با عشق با محبت درهم آمیخته می‌شود بن مایه و پایه آن آنقدر مستحکم و قوی می‌شود که هیچ چیزی نمی‌تواند آن را از بین ببرد. اگر ما امیرالمومنین (ع) را دوست داشته باشیم، ولی آن را نشناسیم، امام عصر(ع) را دوست داشته باشیم، ولی معرفت آن را نداشته باشیم و این حب به تنهایی کافی نیست و ممکن است هر روز تحت الشعاع یک حب دیگر قرار بگیرد. و حب اهل بیت(ع) سرمایه عظیمی است که خداوند بزرگ آن را به همه نمی‌دهد. ابوذر -از صحابه پیامبر (ص) می فرمود: پیغمبر خدا به ما یک خط‌کشی داده بودند که ما با آن خط‌کش راحت مومن و منافق را از هم تشخیص می دادیم. چه بوده این خط‌کش، که فرموده یا علی « لَا یحِبُّكَ اِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یو غیرک اِلَّا مُنَافِقٌ ». علی جان جز مومن نمی‌تواند تو را دوست داشته باشد و جز منافق نمی‌تواند با تو دشمن باشد.

وی ادامه داد: خطای که بعضی وقت‌ها مخصوصاً جوان‌ترها راجب امام عصر(ع) می‌کنند محور ارتباط را دیدن قرار می‌دهند و این را بیان می‌کنند که امامی که آن را نمی‌بینیم به چه درد ما می‌خورد!

وی گفت: همان 30 هزار نفری که روز عاشورا امام خود را کشتند، او را دیدند. همچنین تمامی مردم کوفه که 4 سال و 8 ماه خون به دل حضرت علی(ع) کردند هر روز بر کوچه و بازارهای کوفه علی (ع) را می‌دیدند و لذا دیدند، یک چیز هست و شناختن و قدر و ارزش را فهمیدن یک چیزی دیگر است. پس بن مایه و اساس دین ما معرفت و شناخت است و این معرفت و شناخت از کجا بدست می‌آید.

وی گفت: سه راه معرفت وجود دارد:

اولین راه معرفت، حواس پنجگانه است. وقتی چیزی را با دست لمس می‌کنیم می‌توان فهمید که آن چیز یک جسم سخت یا نرم می‌باشد و همچنین یک چیزی را می‌بینیم و می‌توان با این حالت دیداری گفت که چند نفر در این حسینیه وجود دارد. پس بخشی از آن چیزی‌های که ما می‌فهمیم و می‌شناسیم از طریق حواس پنجگانه بویایی، چشایی و... است. منتها آیا همه حقایق، همه آن چیزهای است که ما با حواس خود می‌توانیم آن را لمس و حس کنیم.

دومین راه معرفت، عقل است. چیزهای را از طریق عقل می‌فهمیم و می‌شناسیم که قابل لمس و درک هست که با حواس پنجگانه قابل لمس و درک نیست. ایشان اشاره‌ای به خود عقل و هوش داشت که آیا عقل را می‌توان دید و آن را نشان داد. پس از یک میدانی از حقایق و موجودات هستند که فقط با عقل قابل درک هستند و این موجودات و انسان‌ها درک می‌کنند ولی حیوانات درک نمی‌کنند.

سومین راه معرفت، وحی است. وحی بر پیغمبران نازل می‌شد و لذا عالیترین حقایق از زبان پیغمبران شنیده می‌شد و در قرآن خوانده می‌شود.

دکتر خویی گفت: بر اساس توضیحاتی که داده شد دو دسته حقایق وجود دارد که قرآن آنها را به عالم غیب و عالم شهود طبقه بندی می‌کند. عالم شهود همان چیزهای هستند که آنها را می‌بینیم و عالم غیب که حدهای که ما آنها را نمی‌توانیم درک کنیم. پس اصل و اساس و پایه ایمان این است که یقین، باور و ایمان داشته باشیم که یک چیزها و کسانی در زندگی یمان هستند که آنها را نمی بینیم. پس اولین مصداق غیب، خداوند است و دومین مصداق غیب قیامت است و چه ساده هستند کسانی که می گویند چه کسی قیامت را دیده و چه کسی جهنم و یهشت را دیده و چه کسی رفته و خبر از آن آورده است و یکی از مصادیق اصلی غیب درروزگار ما امام عصر(ع) است. امامی که امام غایب خوانده می‌شود.

وی گفت: این نکته را باید خاطرنشان کنم که در جای جای قرآن کریم خداوند به ما یادآوری کرده است که ما را به این دنیا آورده است که ما را امتحان کند. و یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های آزمایش الهی در این دنیا ایمان به غیب است.که آیا آنقدر عقل و هوش خود را به کارمی برید که ایمان به غیب برابر شود به ایمان به شهود. آنقدر امام غایب را قبول داشته باشیدکه انگار آن را جلوی خود می بینی.

وی اشاره‌ای به داستانی از پیامبر(ص) کرد و گفت: پیامبر(ص) در جمع یارانش نشسته بود که فرمودند که وای که چقدر دلم برای یارانم و اصحابم در آخرالزمان تنگ شده است. اصحاب پیامبر(ص) تعجب کردند و فرمودند: یا رسول الله ما خدمت شما نشسته ایم و شما می گوید که من دلم برای یارانم در آخرالزمان تنگ شده است؟، فرمودند: بله آنها اجرشان و قدرشان از شما بالاتر است. چطور یا رسول الله؟، فرمود: شما دارید پیغمبرتان را می بینید و به آن ایمان دارید ولی در آخرالزمان کسانی هستند که امام‌شان را نمی بینند اما آن امام غایب برای آن به منزله امام شاهد است. و لذا ایمان آنها از شما بیشتر است و نیز اجر آنها نیز از شما بیشتر است. امام خود را نمی بینند اما همیشه حضور امام را در دلشان، فکرشان و گفتارشان احساس می کنند. پیغمبر(ص) به یارانش فرمود: اجرو شان انها از شما بالاتر است.

وی ادامه داد: و لذا پیشتر به آن اشاره شد که یکی از خطاهای که انسان می کند آن است که دنبال آن است که امام زمان خود را ببیند ولی چرا آن را نمی بینند. پس پایین ترین راه شناخت، دیدن است ولی خداوند به شما بالاترین راه شناخت و دیدن را به نام عقل داده است و نیز خداوند از آنها بالاتر را داده است به نام وحی و آنجاست که باید امام زمان خود را بشناسیم و پیدا کنیم و لذا امام غایب به معنای امام غایب نیست. امامی که از همه ما هست تر است. از اینرو امامی که بیشتر از ما منتظر او باشیم او منتظر ماست. منتظر 313 یارهست که اگر این 313 نفر باشند بزرگترین مانع ظهور برطرف می‌شود. و باید به این نکته توجه داشته باشیم که چه کسی منتظر چه کسی است.

در ادامه این جشن ،بعد از سخنرانی دکتر خویی، استاد عدالت فر بیوگرافی از دکتر خویی را برای مهمانان برای بهتر شناختن ایشان ارائه نمودند. سپس اشعاری زیبا در وصف امام عصر(عج) برای مهمانان خواند شد.

در پایان این جشن، به بهترین دلنوشته هابرای امام عصر(عج) جوایز نفیس اهداشد

بالا