بخش اول گزیده‌ای از کتاب مخطوط شرح حال آیة الله سید هاشم مرقاتی خویی (ره)

بخش اول

گزیده‌ای از کتاب مخطوط شرح حال آیة الله سید هاشم مرقاتی خویی (ره)

به قلم آیة الله سید جعفر مرقاتی خویی(ره)

آیة الله سید هاشم مرقاتی خویی در ماه رمضان سال 1295 هـ.ق در قریه کشکسرای در 3 فرسخی شهرستان مرند از پدری زاهد و عالم به نام حاج میر عبدالله تولد یافت. مردم آن قریه تاکنون قبر مرحوم حاج میر عبدالله را مورد تقدیس قرار میدهند. این سید بزرگوار اصالتاً از سادات ملکی طسوج بوده که در عنفوانجوانی مجبور به مهاجرت به کشکسرای گردید. جد اعلای آقا میر هاشم مرحوم آقا میر ملک بوده که مزار وی اینک در شهر طسوج مورد احترام اهالی آن دیار است. نام خانوادگی «مرقاتی» به جهت علاقه مترجَم به یکی از تألیفاتش به نام «مرقاة التقی فی شرح قضاء عروة الوثقی» بود که در دو مجلد نگارش یافته و جلد اول آن به چاپ رسیده است و جلد دوم به صورت مخطوط باقی مانده است. البته مرحوم آقا میر هاشم در ذیل تألیفات و مهرهای خود از نام فامیلی «الموسوی» استفاده و اَحیاناً واژگان «المرندی»، «الطسوجی» و «الخویی» را به آن اضافه میکرد. گفتنی است اغلب بنی اعمام مترجم به «موسوی ملکی» اشتهار دارند. تخلص آقا میر هاشم در اشعار عربی، فارسی و ترکی آذری خود «هاشم» یا «میر هاشم» بوده و بعضاً در مقام مطایبه کلماتی بدان میافزود. تسلط وی به شعر به سه زبان عربی، فارسی و ترکی به حّدی بود که در مواردی مبادرت به سرودن اشعار ترکیبی مینمود و گاهی مکاتبات عادی را به نظم در می‌آورد.

 

رضایت نامه.در گذشته مرسوم بود پایان هفته محصلین از ولیّ خودشان رضایت نامه‌ای دالّ بر رفتار مناسب در منزل دریافت و به ناظم یا مدیر مدرسه ارائه میکردند. روزی پسر سوم مترجم به نام «میر حسن» از پدرش مطالبه رضایت نامه میکند تا آن را به مدیر مدرسه به نام «آقا میرزا عباس مرتاض» از معلمین متدین شهر خوی و مرید مرحوم آقا میر هاشم تسلیم نماید ایشان در نهایت ظرافت و لطافت دو بیت ذیل را به عنوان رضایت نامه به مدیر ارسال میکند:

 

أنا راضٍ من ابنی الحسنِ      لا یامان دِینَه و لا تزنِ

 

من از پسرم حسن راضی هستم. به او ناسزا نگو و او را تنبیه نکن.

 

هاشم موسوی چنین گوید    نیه مسجد ده گئورمورم بَه سنی

 

هاشم موسوی چنین میگوید: چرا تو را در مسجد نمی بینم!؟

 

مناسب میدانم به بیتی از اشعار ترکیبی عربی- فارسی شریف الدین عثمان اشارهای داشته باشم.

 

القلبُ من شورِ عشقِ الیارِ شیداءٌ      و الاشکُ سیلاً علی الرّخسارِ پیداءٌ

 

شجره نامه. مرحوم آقا میر هاشم بنا بر نوشته خود در کتاب «وصلة سلاسل الأخیار إلی رواة الأخبار» با 23 واسطه به امام همام حضرت موسی بن جعفر- علیهما السلام- میرسد. ایشان شجره خود در کتاب مطبوعاش به نام «سرّ الأسرار فی مصائب الأبرار» به نظم کشیده است. در آن ابیات در مورد آینده فرزند ذکورش به نام «سید جعفر» که در آن زمان چهار ساله بود پیشبینی توفیقات در تحصیلات معارف اسلامی کرده است که در نوع خود اعجابانگیز است.

 

والدم عبدالله و جدّم محمد کش پدر      میر ملک از صلب اسماعیل کو باشد پسر

 

...

 

زادهی سید رضی او زادهی شاه چراغ[1]     احمد بن حضرت کاظم شهنشاه بشر

 

هاشم ناظم بُوَد فرزند دلبندش به نام جعفر[2] خوش منظر و خوش طینت والا گهر

 

مرحوم آیة الله سید جعفر مرقاتی خویی این پیشبینی را که بعد از فوت پدرش محقق و ایشان وارد تحصیل در مدرسه علوم دینی نمازی خوی میشود، با حدیث نبوی شریف قابل توجیه میداند که فرمود: اِتَّقوا فِراسَةَ المؤمنِ، فإنّهُ يَنظُرُ بنُورِ اللّهِ. (از تیزبینی مومن برحذر باش، که او همه چیز را با نور خداوند میبیند).

 

تحصیلات مترجَم. مرحوم آقا میر هاشم به طوری که از نوشتههایش مستفاد است برای کسب علم از بلاد مجاور محل تولد خود خارج نشده است. وی مقدمات اولیه علوم متعارف را در مرند و خوی آموخته و بقیه کتابهای معروف حوزوی را خود با جودت ذهنی و ذکاوت ذاتی که داشته مطالعه دقیق کرده و حتی بر آنها حاشیه نیز زده است مانند تعلیقیه بر فرائد الاصول (رسائل) شیخ انصاری.

 

آن مرحوم خود نقل می‌کرد: در اوایل جوانی که ناچار از آبیاری تاکستان در کشکسرای بودم در شب‌های مهتابی کتاب جواهر الکلام را مطالعه می‌کردم و با فهم مطالب آن اشتیاق و ولع‌ام مضاعف می‌گردید.

 

رویایی عجیب. آیة الله آقا میر هاشم نقل میکرد که در ابتدای شروع به مطالعه کتب علمی متنوع شبی در عالم رویا دیدم کأنّما در حمامی شرفیاب محضر امام حسن عسکری- صلوات الله علیه شدم و در کنار خزینه ایستاده ام. آن حضرت با دست مبارکشان از شانه من گرفته، داخل آب خزینه فرمودند و آب خزینه تا سینهام میرسید. سپس فرمودند: همین مقدار بس است، یا بیشتر فرو ببرمت؟ از خواب که بیدار شدم متعجب از این رویا بودم و تعبیر به افاضه خاصه مقام ولایت عظمی نمودم و از آن پس احوال خود را نسبت به فهم مسائل مشکله و مطالب غامضه دگرگون و متحول یافتم.

 

مرحوم آیة الله سید جعفر مرقاتی پس از نقل رویای فوق می نویسد: البته از ولع خاص و عشق مفرِط او به مطالعه و سعی وافی و پشتکار داشتن وی نباید چشمپوشی کرد. اصولاً تعمق او در حل مشکلات و معضِلات علمیه و مجاهدت فوق العادهاش در این باره خود از غرائب و نوادر است که با عنایات خاصه الهیه از آن برخوردار بوده است. این تلاش بیوقفه او را از نظر علمی به جایگاهی رسانید که اکابر عصرش مانند فقیه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام سید محمد کاظم یزدی قدس سره صاحب عروة الوثقی با آن همه ورع و احتیاط یا شیخ الشریعه مشهور به شریعت اصفهانی و یا مدقّق کمنظیر آقا ضیاء عراقی و مرجع اعلای شیعیان آقا سید ابوالحسن اصفهانی زیدت درجاته و بالاخره مؤسس حوزه علمیه قم، آیة الله العظمی حائری یزدی اجازه اجتهاد وی را تصدیق نموده و عباراتی دال بر مجتهد بودنشان مرقوم داشته اند:

« فله العمل بما یستنبطه من الاحکام» یا «بل یحرم علیه التقلید»

 

   

 

 

 

 

بدون تردید رسیدن به این مقام علمی از غیر طریق عادی مصداق این حدیث شریف است که فرمود:

 

«أَلْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّهُ فِى قَلْبِ مَنْ يَشآءُ»

 

دانش نوری است که خداوند آن را در قلب هر کس بخواهد میافکند

 

آیة الله سید جعفر مرقاتی مینویسد: «گمان میرود التزام والد مبرور به انجام نوافل بویژه نماز شب با جمیع آداب و تهجدهای شبانه و روزانهاش و مواظبت کامل بر اوراد و اذکار خاصّه بعضی ادعیه مأثوره و مداومتش به تلاوت قرآن کریم که مثل فرائض شرعیه به آنها عمل مینمود در نیل او به درجات رفیعه علمیه تأثیر کامل داشته است که توانسته راه چندساله را در ازمنه قلیله طی نموده و به زُروه علیا برسد».

تنظیم به قلم سید طه مرقاتی

-----------------------------------------------------------------------------------------

[1]. آیة الله سید جعفر مرقاتی در ذیل نام احمد بن موسی بن جعفر علیهما السلام معروف به شاه چراغ و مدفون در شیراز تحقیقی دقیق ارائه کرده است که علاوه بر تبیین جایگاه وی پاسخ شبهاتی را داده است که در کتاب عمدة الطالب فی أنساب آل ابی طالب الداودی الحسنی (متوفای 828 هـ) مذکور است.

 

[2]. مرحوم آیة الله سید جعفر مرقاتی خوی در سال 1348 هـ.ق متولد شده و اشعار فوق در سال 1352 هـ.ق چاپ شده است. اعجب این که مرحوم آقا میر هاشم در سفر سال 1351 هـ.ق به شهر مقدس مشهد که فرزندش سید جعفر به همراه او بود سفارش مهری را داده که معمولاً روحانیون چنین مهری را دارا هستند با عنوان «محمد جعفر الموسوی».


بالا