معرفی آثار علیرضا ذیحق (تصاویر)

علیرضا ذیحق ع آلف آغ چایلی

عليرضا ذيحق (ع. الف. آغ‌چایلی) نويسنده، شاعر، مترجم و پژوهشگر فرهنگ مردم آذربايجان كه به سال 1338 خورشیدی در خوي متولد شده است، به‌واسطۀ خلق آثار داستاني، از شهرت چشمگيري برخوردار است.

او كه سردبيري نشريات ده‌ده قورقود (1359-1361) ، اَورين خوي (1381- 1382) و انديشۀ فرهنگي (1388- 1389) و ماهنامۀ اينترنتي مارال (1387-1390) را در كارنامۀ فرهنگي‌اش دارد به عنوان يك ژورناليست نيز از نامي در خور برخوردار است. وي مؤلف بيش از پنجاه كتاب به زبان‌هاي فارسي و تركي آذري در حوزه‌هاي ادبي است و آثارش در كتب دانشگاهي تركيه و همچنين توسط نويسندگان ايراني و جمهوري آذربايجان مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. وي كه مديريت وبلاگ «مارال » را به عهده دارد سال‌ها است در اين وبلاگ به نشر آثارش اقدام مي‌كند‌. غير از آثار منتشرشده از وی در فضاي مجازي، تا كنون كتاب‌هاي زير را منتشر كرده است:

1. قشقائي ائل ادبياتي (1361)

2. آذربايجان گولوشو (1361 نشر تلاش)

3. غلام‌حيدر داستاني (1376)

4. زخم شيشه (1380 نشر زوفا)

5. ايتگين اولدوز (1385 نشر زوفا)

6. احمد ايله عدالت داستاني ( 1385 نشر زوفا)

7. عروس نخجوان (1386)

8. زني به نام آتش (1392 نشر شعر سپيد)

9. خوي ناغيل‌لاري (1393 شعر سپيد)

10. عطش (1393 مجموعه شعر، نشر شعر سپيد)

عليرضا ذيحق داراي ليسانس علوم تربيتي از دانشگاه تربيت معلم تهران بوده و به‌واسطۀ سرشت مردمي و عشقي كه به فرهنگ فولكلوريك آذربايجان داشته مدت‌هاي مديدي را به شغل معلمي در روستاهاي دوردست خوي و چايپاره پرداخته و در فرصت‌هايي كه ايجادشده به جمع‌آوري فولكلور آذربايجان اهتمام ورزيده كه حاصل آن چندين كتاب است؛ از عمده‌ترین آن‌ها می‌توان به «خوي ناغيل لاري» و «حماسه و محبت در ادبيات شفاهي آذربايجان» اشاره کرد.

رمان‌هاي «عروس نخجوان»، «شب‌هاي استانبول» و «اعلان عشق در باكو» از عليرضا ذيحق به شكلي متأثر از فضاي بومي و اقليمي آذربايجان است و نويسنده در گريز به شرايط اجتماعي و فرهنگي، شخصيت‌هايي را خلق كرده كه ضمن دارا بودن كاراكترهاي مستقل، جنبه‌هاي عام دارند. رمان‌هاي «شب‌هاي استانبول» و «اعلان عشق در باكو» به‌رغم چندين سال معطلي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به علت ملاحظات مميزي هنوز  اجازۀ انتشار نيافته‌اند. همچنين داستان‌هاي كوتاه وي كه حدود يك‌صد قصه را شامل مي‌شود با عنوان «نيلوفر پيشگو» آمادۀ چاپ است كه با وجود انتشار آن‌ها در مطبوعات و سايت‌هاي ادبي، به‌صورت كتابي مستقل منتشرنشده است. از ديگر آثار انتشار نيافتۀ عليرضا ذيحق كه در آيندۀ نزديك چاپ خواهند شد به كتاب‌هاي زير مي‌توان اشاره كرد:

1. سعادت نامه (ترجمۀ داستان)

2. ايللر گئتديلر (ترجمۀ شعر)

3. جوشغون بولاق (مقاله‌ها)

4. سون پاريلتي (‌مجموعۀ اشعار تركي) 

5. يئر گؤي عشق (قصه‌هاي تركي)

6. كند و كاوي در ادبيات معاصر ايران و جهان

وي در يكي از گفت‌وگوهايش چنين مي‌گويد: «نوشته‌هاي پراكندۀ زيادی دارم. بعضاً شده كه در عرض يك ماه، بيش از ده نشريه به‌طور همزمان به چاپ شعرها، مقاله‌ها و قصه‌هايم اقدام كرده‌اند. شانس اين را داشتم كه آثارم مورد توجه نويسندگان، منتقدان و خوانندگان فهيم قرار گرفته و بيش‌تر كتاب‌هايم براي دانلود در سايت «كتابناك» و وبلاگ «كتابسرا» موجود است. همچنين نام و شرح آثارم به زبان تركي آذري در ويكي‌پدياي آذربايجان به تفصيل درج شده است.»

 در خاتمه به نقل قولي كوتاه از سايت جايزه ادبي ايران در مورد عليرضا ذيحق اكتفا مي شود: عليرضا ذيحق از نويسندگان معاصري است كه مجموعۀ آثار وي در زمينه‌هاي ادبيات داستانی از ويژگی‌هاي خاصي برخوردار است. زبان و بياني غير متعارف كه خلاقيت او را در گسترۀ تخيل و جنس روایت متمايزتر مي‌كند مؤلفِ آثار متعددي در زمينه‌هاي نقد ادبي و فرهنگ مردم مي‌باشد كه به زبان‌هاي فارسي و تركي آذري منتشر شده‌اند. فرشته نوبخت در سايت ادبي فرهنگي مهر هرمز كه زير نظر عليرضا عطاران منتشر مي‌شود در مورد عليرضا ذيحق مقاله‌اي دارد كه نكاتي از آن ذكر مي‌شود: «او داستان و رمان مي‌نويسد، ترجمه مي‌كند، نقد مي‌نويسد، در تاريخ ادب و فرهنگ ايران تحقيق مي‌كند، مطالعه و مصاحبه مي‌كند ... و هيچ چشم‌داشتي هم ندارد جز اين‌كه دِينش را به ادبيات ادا كند. دِيني كه برخاسته از عشق و شيدايي خود اوست. و آيا به‌راستي امثال او ديني به ادبيات ما دارند؟ ادبيات ما اگر از اين دسته از هنرمندان وامدار نباشد، ديني هم به آنها ندارد. من مدت زيادي نيست كه جناب عليرضا ذيحق را مي‌شناسم. آشنايي من بر مي‌گردد به مطالعۀ آثار مكتوب و يا اينترنتي ايشان و نيز مختصر ارتباطي كه همواره براي من سرشار از آموخته‌ها بوده است ... آن‌چه براي من بسيار با اهميت است علاقه‌ي او به پرورش و تشويق نسل نو قلم و جوان است. من در محضر ايشان و از طريق قلم و آثار استاد، در حقيقت الفباي عشق و معرفت به ادبيات را آموختم؛ كه بي آموختن اين الفبا قدم در اين مسير نمي توان نهاد.»

عليرضا عطاران (علي آرام) در معرفي نويسنده مي‌گويد: «علیرضا ذیحق نویسندۀ پر تلاشی است که هم به فارسی مینویسد و هم به آذری. ضمن این که داستانهایی از فارسی به آذری ترجمه کرده است. «سعادت‌نامه» مجموعه‌داستانهایی از نویسندگان معاصر است. [محمدعلی جمالزاده، صادق هدایت، جلال آلاحمد، غلامحسين ساعدی، محمد بهارلو، علی آرام، میترا الیاتی، میترا داور، فرشته نوبخت] که به زبان آذری ترجمه شده است و به صورت فایل پی دی اف منتشر شده است. با این که من هیچ شناخت شخصی از علیرضا ذیحق ندارم -آشناییام با نویسنده فقط از طریق نوشتههای او است. آن هم آن‌چه از طریق اینترنت توانستم به آن دسترسی پیدا کنم که بخش بیش‌تر آن را نیز خواندهام- اول بار داستان کوتاه [عيد خون] از نویسنده را خواندم. نمیخواهم بگویم که این داستان خوبی هست یا نیست. اما بنا به گفتۀ نویسندهای؛ هر داستانی که در ذهن آدم بنشیند و تا مدتی نتواند فراموش کند؛ میتواند معیار خوبی باشد. بهتر است بگویم بیش‌تر شناخت من از نویسنده، همین داستان است که شخصیت اصلی آن همیشه در ذهنم حضور دارد.»

 

آدرس وبلاگ مارال به مدیریت علیرضا ذیحق

لینک معرفی علیرضا ذیحق در صفحۀ جایزۀ ادبی ایران

لینک دانلود آثار علیرضا ذیحق در سایت کتابناک

لینک دانلود آثار علیرضا ذیحق در سایت کتابسرا

تنظیم و ویرایش: فرهاد قربان‌زاده

 

 

 

 

 

بالا