شهر من خوی

شهر من ای سرزمین عارفان و عاشقان *** ای دیار پاک بازان، گنج‌های بی نشان

ای سرای رادمردان، عارفان، فرزانه‌گان *** ای به شمع معرفت پر سوخته پروانه‌گان

شهر من تاریخی و شهر قدیم است و کهن *** حفظ کرده در خودش فرهنگ و آداب و سنن

شهر من شهر گل است و جمله باغ و بوستان *** از کرانه تا کرانه لاله زار و گلستان

بلبلان در رقص آیند، پر بریزند، پرنیان *** سینه سرخان مهاجر کرده اینجا آشیان

شهر مردان هنر، علم و ادب، اهل قلم *** با هنر آوازه خود کرده بر عالم، علم

ای وطن ای شهر من ای سرزمین پر گهر *** ای که کان لعل و دّری، کیمیا و سیم و زر

آرمیده در دست مردان عاشق پیشه ای *** من چه گویم از چنین مردان ژرف اندیشه ای

مدفن شمس پرنده، آن مراد مولوی *** موطن اندیشمندان است و پوریای ولی

شهر شهباز فقاهت شهر آیات عظام *** شرح و تفسیر البیان از کلک او دارد نظام

شهر مرقاتی و کوثر شیخ جابر فاضلی *** دامنت پرورده چونان عالمان فاضلی

شهر مردان بلند آوازه چون زریاب‌ها *** همچو تائب همچو واقف همچنین انزاب ها

گرچه انزاب، شاعر صافی ضمیراز ما جداست *** لیک میدانم دل و روح و روانش پیش ماست

صاحب علم و فضلیت شاعری فرهیخته *** کلک نفرش هر دل شوریده بر انگیخته

علم و عرفان عشق و تقوی را بهم آمیخته *** حق تواضع، معرفت در قالب وی ریخته

چون ریاحی خادم علم و ادب بسیار باد *** از چنین مردان لایق دامنت پر بار باد

شهر من یحیی رحیمی ها به خود پرورده است *** نامور مردی به اقلیم ادب آورده است

شهر من بوده از اول شهر دارالمومنین *** جلوه گاه عارفان و مرکز ترویج دین

شهر علم و شهر شعر و شهر یاران سخن *** بلبلان و نغمه خوانان کرده اینجا انجمن

شهر دانش‌ها و احمدها و هر صاحبدل است *** واقفی، ناصح، برین روشن چراغ محفل است

دانش آن پیر خرد آن شاعر آزاده حال *** همنشین شهریار و مونس اهل کمال

عاشق گلزار عشق است چون امینی بلبلی *** در چمنزار ادب روئیده همچون سنبلی

شادمان و شاد زی ای شهر مردان هنر *** ملک ایران را مرّصع افسری اینک به سر

بعد از این تقریر و بعد از این همه قال و مقال *** (مرغ حق) هرگز نباشد بر چنین مردان مثال

عباس حاجی زاده

بالا