شعر کعبه اهل دل از دکتر محمد امین ریاحی

پیام او مگر داری؟ صبا مستانه می‌آیی

گل افشانی، مگر از منزل جانانه می‌آیی؟

بیفشان دامن و دل‌های مشتاقان بریز اینجا

مخور غم، گوشه امن است و در ویرانه می‌آیی

امید وصل دیشب، لاف‌ها زد، گفتمش: آری!

برو، خوابی، خیالی، در نظر افسانه می‌آیی

چو از شمعیم دور ای آتش غم! شعله برتر زن

کرم کن چون سراغ خرمن پروانه می‌آیی!

دوای درد، از لب آور و زنجیر از گیسو

اگر روزی برای پرسش دیوانه می‌آیی

ریاحی! مهد ذوق و کعبه اهل دل است اینجا

کمی آهسته تر نه پا، چو در میخانه می‌آیی!

بالا